يكى از اصحاب بزرگ امام صادق عليه السلام به نام زُراره ، درباره اين كه چگونه خداوند از همه انسانها بر ربوبيّت خود اقرار گرفته ، از ايشان ، پرسش نمود . امام عليه السلام فرمود :
ثَبَتَتِ المَعرِفَةُ فى قُلوبِهِم . « 1 »
معرفت ، در دلهايشان استوار شد .
و در بعضى نقلها آمده كه فرمود :
أثبَتَ المَعرِفَةَ فى قُلوبِهِم . « 2 »
معرفت را در دلهايشان استوار كرد .
همچنين ، عبد اللّه بن مِسكان ، روايت كرده است كه امام صادق عليه السلام در اين باره كه آيا پرسش ياد شده در اين آيه ، رو در رو بود ، فرمود :
نَعَم ، فَثَبَتَتِ المَعرِفَةُ و نَسُوا المَوقِفَ و سَيَذكُرونَهُ ، ولَو لا ذلِكَ لَم يَدرِ أحَدٌ مَن خالِقُهُ و رازِقُهُ ، فَمِنهُم مَن أقَرَّ بِلِسانِهِ فِي الذَّرِّ و لَم يُؤمِن بِقَلبِهِ ، فَقالَ اللّهُ تعالى : " فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ " « 3 » . « 4 »
آرى ! معرفت ، استوار شد و جايگاه [ پيمان ] از ياد رفت و به زودى ، به ياد خواهند آورد ؛ و اگر چنين نبود ، هيچ كس ، خالق و رازق خود را نمىشناخت . پس برخى از آنها ، در عالم ذَرّ به زبان اقرار كردند ؛ ولى به دل ، ايمان نياوردند . از اين روست كه خدا فرمود : " آنان ، به آنچه پيشتر تكذيب كرده بودند ، ايمان نمىآوردند " .
گفتنى است كه آيات و احاديثِ ميثاق فطرى را دو گونه مىتوان تفسير كرد :
1 . ظاهر اين آيات و احاديث ، به مرحلهاى از حيات انسانها اشاره مىكند كه پيش از پيدايش دنياست و در آن ، خداوند ، خود را به همه انسانها معرّفى كرده و آنان را با
" أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ "
مخاطب ساخته است و همه آنها در پاسخ ،
" بَلى "
گفتهاند و به ربوبيت پروردگار خود ، اعتراف كردهاند و بدين سان ، ميثاقى ميان انسان و خدا
هامش
( 1 ) المحاسن : ج 1 ص 376 ح 826 ، بحار الأنوار : ج 3 ص 280 ح 16 .
( 2 ) تفسير العيّاشى : ج 2 ص 39 ح 108 .
( 3 ) . اعراف : آيه 101 .
( 4 ) مختصر بصائر الدرجات : ص 168 ، نور الثقلين : ج 2 ص 53 ح 206 .