عظيمى از جامعه ، بدان خو گرفته بودند . يكى از صحابيان مىگويد :
أمَرَنا رسولُ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله أن نَحثُوَ فى وُجوهِ المَدّاحِينَ التُّرابَ . « 1 »
پيامبر خدا ، به ما فرمود كه به صورتِ مدحگويان ، خاك بپاشيم .
از فضاى تاريخى و گونههاى مختلف نقلها ، روشن است كه اين ثناگويىها ، مدّاحىها و ستايشپراكنىها ، در جهت بركشيدن كسى و يا كسانى بوده است كه سزاوار قرار گرفتن در آن جايگاه نبودند . كمترين اثر سوء رفتارهايى از اين دست ، به توهّم افكندن ممدوح و ريختن تخم عُجب در جان اوست . چنين است كه آموزههاى دينىِ بسيارى با اين موضوع و نيز با " خودستايى " برخورد كردهاند و آموزههاى نبوى در اين زمينه ، بيدارگر است و شگفتىآفرين . پيامبر خدا فرموده است :
إيّاكُم و المَدحَ ؛ فإنّهُ الذَّبحُ . « 2 »
از مدح [ ديگران ] بپرهيزيد ، كه سر بُريدن است .
به واقع ، ستايشهاى بىمورد و ستودنهاى بىپايه ، بركشيدنهاى بىبنياد و منزلتتراشىهاى بىاساس ، كمترين بازتابش ، پذيرش ممدوح و مبتلا گشتن به توهّم ، ايستايى و حركت نكردن در جهت پيرايش نفس و آرايش آن به دانش ، بينش و منش است و اين همه ، يعنى : سر بُريدن !
38 . شوخطبعى
اسلام ، دين زندگى است و زندگى بر تحرّك ، پويايى ، تلاش و شادابى استوار است . در ميان آموزههاى دين و نيز در حكمتهاى نبوى ، از " مِزاح ( شوخ طبعى ) " سخن رفته است و گاه مؤمن ، بدان وصف شده است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرموده است :
المؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ ، و المُنافقُ قَطِبٌ غَضِبٌ . « 3 »
هامش
( 1 ) سنن ابن ماجة : ج 2 ص 1232 ح 3742 .
( 2 ) كنز العمّال : ج 3 ص 651 ح 8331 .
( 3 ) تحف العقول : ص 49 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 153 ح 115 .