تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
گفتم : خداوند ، تو را رحمت كند ! همه آنان با نگاهشان مرا نشانه گرفتند و من گفتم : مادرم به عزايم بنشيند ! شما را چه شده است كه به من چشم دوخته‌ايد ؟ پس شروع به زدن دست‌هايشان بر روى ران‌هايشان كردند و چون ديدم كه مرا به خاموشى مىخوانند ، ساكت شدم . هنگامى كه پيامبر خدا كه پدر و مادرم فدايش باد كه نه پيش از او و نه پس از او آموزگارى را نيكوتر از وى در ياد دادن نديدم نمازش را به پايان برد ، به خدا سوگند ، نه به من چشم‌ْغرّه رفت و نه مرا كتك زد و نه به من دشنام داد و [ فقط ] فرمود : " در اين نماز ، هيچ سخنى از سخنان آدميان ، سزاوار نيست . آن ، تنها تسبيح و تكبير و قرآن خواندن است " .

11 / 6 علم‌آموزى به شايستگان و خوددارى از علم‌آموزى به نااهل

607 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : آفت دانش ، فراموشى است و تباهى آن ، سپردن آن به نااهلش . 608 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : سپارنده دانش نزد غير اهل آن ، مانند آويزنده گوهر و مرواريد و طلا بر گردن خوكان است . 609 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : مرواريد [ دانش ] را به گردن خوك‌ها نياويزيد . 610 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : مرواريد [ دانش ] را در دهان سگ‌ها نريزيد . 611 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : عيسى بن مريم عليهماالسلام در ميان بنى اسرائيل به پا خاست و گفت : " اى بنى اسرائيل ! با نادانان سخن از حكمت مگوييد ، كه بدان ستم كرده‌ايد و آن را از اهلش باز مداريد ، كه به آنان ستم روا داشته‌ايد " .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 463 | محمد الريشهري