313 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : آن كه برمىخيزد و در جستجوى دانش مىرود ، در راه خداست تا باز گردد . فرشتگان ، بالهايشان را براى جوياى دانش مىگسترانند .
314 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هيچ كس به جستجوى دانش برنخاست ، مگر آن كه فرشتگان از روى خشنودى از كارش ، بالهايشان را برايش گستردند .
315 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هيچ كس در پى دانش ، از خانهاش بيرون نرفت ، مگر آن كه فرشتگان از روى خشنودى از كارش ، بالهايشان را [ زير گامهايش ] نهادند . « 1 »
316 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هنگامى كه كسى در پى دانش بيرون رود ، خداوند براى گامهاى او پاداش مىنويسد و هنگامى كه او و دانشمند با هم ملاقات كنند و از امر خداوندِ متعال سخن به ميان آورند ، فرشتگان بر آنها سايه مىافكنند و از بالاى سرشان ندا داده مىشوند كه : " من ، شما را آمرزيدم " .
317 . المعجم الكبير به نقل از صفوان بن عسّال مرادى : نزد پيامبر خدا در مسجد آمدم
هامش
( 1 ) . برخى از عالمان ، از ابو يحيى زكريّا بن يحيى ساجى نقل مىكنند كه گفت : ما در كوچههاى بصره به حضور يكى از محدّثان مىرفتيم و تند راه مىپيموديم . مردى لا ابالى با ما بود كه به تمسخر به ما گفت : " پاهايتان را از روى بال فرشتگان برداريد " . هنوز از جايش تكان نخورده بود كه پاهايش خشك شد . نيز ، از ابو داوود سِجِستانى نقل شده است كه گفت : در ميان اهل حديث ، مردى بىشرم بود كه چون اين حديث پيامبر صلى اللّه عليه و آله را كه : " فرشتگان ، بالهاى خود را براى جوياى دانش مىگسترانند " شنيد ، دو ميخ آهنين به پاهاى خود بست و گفت : " مىخواهم بالهاى فرشتگان را لگدمال كنم ! " . پس ، خوره به پاهايش افتاد .