او را كشتند و رِباى جاهليّت نيز كنار گذاشته مىشود و اوّلْ رِبايى كه لغو مىكنم ، رباى عبّاس ، پسر عبد المطّلب است . به درستى كه همه اينها بىاعتبار هستند .
199 . الإصابة به نقل از ابو عبيده : از كارهاى برجسته [ قبيله ] يَشْكُر در جاهليّت ، اين است كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله در روز فتح مكّه ، سخنرانى كرد و فرمود : " بدانيد كه همه كارهاى افتخارآميز جاهليّت را زير پا گذاشتم ، جز آبرسانى به حاجيان و پردهدارى كعبه را " .
آن گاه ، اسود بن ربيعة بن ابى الأسود بن مالك بن ربيعة بن جميل بن ثعلبة بن عمرو بن عثمان بن حبيب بن يَشكُر به پا خاست و گفت : اى پيامبر خدا ! به راستى كه پدرم در جاهليّت ، اموالى را به در راه ماندگان ، بخشش مىكرد . اگر اين براى من افتخارى [ جاهلى ] است ، رهايش كنم ؛ ولى اگر چنين افتخارى نيست ، من سزاوارترم كه آن را ادامه دهم .
پيامبر خدا فرمود : " نه ! اين ، [ از آيينهاى ناپسند جاهلى نيست ؛ بلكه ] براى تو افتخارى است " . پس آن را پذيرفت .
200 . تفسير القمّى : پيامبر خدا در دهمين سال ورود به مدينه ، حَجّة الوداع را به جاى آورد . بخشى از سخنان ايشان كه در سرزمين مِنا پس از حمد و ثناى الهى ايراد فرمود ، چنين است :
" بدانيد كه هر افتخار يا بدعت جاهليّت و هر خون و سنّت جاهليّت ، در زير پاى من است . هيچ كس شرافتى بر ديگرى ندارد ، جز به تقوا . آيا ابلاغ كردم ؟ " .
گفتند : آرى .
فرمود : " خدايا ! گواه باش " .
سپس فرمود : " بدانيد كه هر رباى جاهليّت ، لغو شده است و اوّلين رباى لغو شده ، رباى عبّاس ، پسر عبد المطّلب است . آگاه باشيد كه هر گونه خونخواهىِ جاهليّت را لغو كردم و اوّلين خونخواهىِ لغو شده ، خون ربيعه است . آيا ابلاغ كردم ؟ " .
گفتند : آرى .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: محمد الريشهري
ص٢٤١