تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (عربى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
ويَطرُدُ الجُنونَ وَالجُذامَ وَالبَرَصَ وَالجُبنَ . « 1 » 10938 . عنه صلى اللّه عليه وآله : عَلَيكُم بِالكَرَفسِ ؛ فَإِنَّهُ إن كانَ شَيءٌ يَزيدُ فِي العَقلِ فَهُوَ هُوَ . « 2 »

2 / 38 الكَمأةُ

10939 . رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله : الكَمأَةُ * مِن نَبتِ الجَنَّةِ ، وماؤُها نافِعٌ مِن وَجَعِ العَينِ . « 3 » « 4 »
هامش
( 1 ) . الفردوس : ج 5 ص 370 ح 8468 عن الإمام الحسين عليه السلام . ( 2 ) . طبّ النبيّ صلى اللّه عليه وآله : ص 11 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 300 . ( 3 ) . المحاسن : ج 2 ص 335 ح 2149 عن إبراهيم بن عليّ الرافعي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج 66 ص 232 ح 3 . ( 4 ) . علّامه مجلسي مىگويد : قارچ يا " كَمْء " كه مفرد غير قياسي " كمأة " است گياهى شناخته‌شده است . طبيبان گفته‌اند : نه ريشه‌اى دارد ونه برگى ، ورنگ آن ، به قرمز متمايل است . در فصل بهار وبه هنگام فراوانىِ برف ويخ ، ديده مىشود . آن را پخته وخام مىخورند . قارچ داراى گونه‌هايى با نام‌هاى مختلف است : يكى از أنواع آن را " فطر " گويند . در قاموس آمده است : " فطر ( با ضمّه فاء يا به ضمّه فاء وطا ) نوعي كشنده از قارچ است " . ابن بيطار به نقل از ديسكوريدس گفته است : " برخى از أنواع فطر ، قابل خوردن هستند وبرخى ديگر از أنواع آن ، قابل خوردن نيستند وكشنده‌اند ، از آن روى كه در نزديكى ميخ‌هاى زنگ‌زده يا پارچه‌اى متعفّن ، يا لانه‌هاى برخى از درندگان زيان‌رسان ويا نزديك برخى درختان كه خاصيّت آنها مسموميت‌بخشى به فطر ، در صورت روييدن در نزديكى آنهاست روييده‌اند . ممكن است اين نوع از فطر ، پوشش لغزنده ومرطوب داشته باشد وچون اين پوشش ، برداشته شود واين نوع از قارچ در جايى نهاده شود ، بسيار زود فاسد مىشود وبو مىگيرد . امّا نوع ديگر از همين قارچ ، در آب‌گوشت استفاده مىشود . خوش‌مزه است وتنها در صورتي كه از آن زياد مصرف شود ، زيان مىرساند واز آن ، نوعي احساس خفگى وبدگوارى پديد مىآيد " . جالينوس نيز گفته است : " نيروى فطر ، نيرويى سرد وبسيار مرطوب است واز همين روى به داروهاى كشنده ، نزديك است وچيزى در آن وجود دارد كه مىكشد ، بويژه در آن انواعى كه در نهاد آنها چيزى از عفونت درآميخته است " . يكى ديگر از أنواع آن ، " فَقْع " است . فيروزآبادى در اين باره گفته است : " فقع ( با فتحه فاء وكسره آن ) قارچ سفيد ونرم است وجمع آن بر وزن عِنَبَه است " . ابن بيطار گفته است : " چيزى است كه در زير زمين ونزديك آب‌ها شكل مىگيرد . دايره‌اى وسفيد وبزرگ‌تر از كمأة ( قارچ دنبلان ) است ودر روى زمين نيز ديده مىشود . چتر هر يك از اين قارچ‌ها داراى سه يا چهار پاره است ، هر چند كه اين پاره‌ها به همديگر چسبيده‌اند . اين قارچ از فطر ، سالم‌تر است وبر خلاف فطر ، چيزى كشنده در آن وجود ندارد وطبع آن سرد ، مرطوب وغليظ است . برخى از همين أنواع را در فارسي ، كشنج يا گل‌كنده نامند . در ماسه‌زار مىرويد ودر خراسان وما وراء النهر ، بيشتر ديده مىشود . گفته‌اند : مست‌كننده است . درون تهى است ورطوبت آن ، هم‌اندازه يك گردوى بزرگ است . همچنين گفته‌اند : اين نوع نيز سرد وغليظ وداراى گوارشى كُند است " . يكى ديگر از أنواع قارچ ، " غرشنه " است . ابن بيطار گفته است : اين نوع ، در سرزمين بيت المقدس بسيار است وآن جا با نام " كرشته " شناخته مىشود . ابن سينا گفته است : " اين خود يكى از أنواع كمأة وفطر است . شكلى همانند يك كاسه كوچك دارد ، مايه تبسّم وتشنّج است ، ودر هنگام لمس ، نرم احساس مىشود . جامه را با آن مىشويند وآن را همراه با چيزهاى ترش مىخورند " . ابن بيطار به نقل از برخى ، درباره قارچ آورده است : قارچ سرخ ، كشنده است . خوش‌مزه‌ترين قارچ‌ها نيز قارچى است كه نرم‌تر وبه رنگ سفيد ، متمايل‌تر باشد . نوع خال‌خال وسست آن ، كاملًا نامرغوب است ودر معده گرم ، بسيار مفيد است . اگر به دليل زياد خوردن از آن يا به دليل ضعف معده ، هضم نشود ، مانده آن در دستگاه گوارش ، بسيار غليظ مىگردد ودردهايى را در قسمت‌هاى تحتانىِ پشت وسينه بر جاى مىگذارد . از ابن ماسه نقل شده كه در اين باره گفته است : سرد ومرطوب ودر درجه دوم است . از مسيح عليه السلام نقل شده است : اگر خورده شود ، انسداد پديد مىآورد ؛ امّا اگر با آن سرمه كشيده شود ، ديده را جلا مىدهد . از غافقى در اين باره چنين نقل شده است : يكى از خواصّ قارچ ، آن است كه اگر كسى آن را بخورد ودر حالي كه هنوز اين قارچ در معده وى است ، گزنده‌اى أو را نيش بزند ، از آن نيش مىميرد وهيچ دارويى أو را سود نمىافتد ؛ امّا آب قارچ ، يكى از بهترين درمان‌هاى چشم است ، البتّه در صورتي كه به سنگ سرمه ماليده وآن گاه با آن ، سرمه كشيده شود . اين كار ، مژه‌ها را تقويت مىكند وحسّ بينايى را توان ودقّت مىافزايد وآب‌ريزش را از چشم ، دور مىكند ( بحار الأنوار : ج 66 ص 232 ) .