سه چيز همراه امت من است : بدگمانى و حسد و تفأل . پس هنگامى كه گمان بد كردى ، گمان خود را محقق نساز و هنگامى كه حسد بردى ، از خدا آمرزش بخواه و هنگامى كه تفأل زدى ، به آن ترتيب اثر نده و به كار خود ادامه بده .
386 . صلاح أوّل هذه الأمّة بالزّهد و اليقين و يهلك آخرها بالبخل و الأمل .
صلاح پيشينيان اين امت ، به زهد و ايمان است و متأخرانش با بخل و آرزوى دراز هلاك مىشوند .
387 . ليغشينّ أمّتي من بعدي فتن كقطع اللّيل المظلم ، يصبح الرّجل فيها مؤمنا و يمسي كافرا ، يبيع أقوام دينهم بعرض من الدّنيا قليل .
پس از من امتم را فتنههايى مانند پارههاى شب تاريك ، در بر خواهند گرفت كه در اثناى آنها مرد به هنگام صبح ، مؤمن است و شامگاه كافر مىشود و برخى دينشان را به مالى ناچيز از دنيا مىفروشند .
388 . عذاب هذه الأمّة جعل بأيديها في دنياها .
عذاب اين امت ، به دست خودشان ، در دنيايشان قرار داده شده است .
389 . لن يجمع اللّه تعالى على هذه الأمّة سيفين : سيفا منها و سيفا من عدوّها .
خداوند دو شمشير را با هم بر اين امت جمع نمىكند : شمشيرى از خودشان و شمشيرى از دشمن .
390 . لا تزال طائفة من أمّتي على الحقّ ظاهرين حتّى يأتى أمر اللّه .
همواره گروهى از امت من بر حق استوار باشند تا آنكه فرمان خدا برسد .
391 . مثل أمّتي مثل المطر لا يدرى أوّله خير أم آخره .
نهج — صفحة 84
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٨٤