كرده است كه واجبات را به جا آورم .
2887 . بعثت بمداراة النّاس .
من براى مدارا با مردم برانگيخته شدم .
2888 . ألخرق شؤم و الرّفق يمن .
خشونت شوم است و مدارا با ميمنت .
2889 . رأس العقل المداراة .
پايهء عقل مدارا است .
2890 . ألرّفق به الزّيادة و البركة و من يحرم الرّفق يحرم الخير .
مدارا با فزونى و بركت همراه است و هر كس از مدارا محروم باشد ، از خوبى بىبهره است .
2891 . ألرّفق يمن و الخرق شؤم و اذا أراد اللّه بأهل بيت خيرا أدخل عليهم باب الرّفق فانّ الرّفق لم يكن في شئ الّا زانه و انّ الخرق لم يكن في شئ الّا شانه .
مدارا كردن با ميمنت است و خشونت شوم . اگر خدا براى افراد خانهاى خير بخواهد ، مدارا را در ميان آنان وارد مىسازد ؛ زيرا مدارا در هر كارى به آن زينت مىدهد و خشونت در هر چيزى آن را بى ارزش مىسازد .
2892 . مداراة النّاس نصف الإيمان و الرّفق بهم نصف العيش .
سازش با مردم ، نيمى از ايمان است و نرمى با آنان نيمى از خوش زيستن .
2893 . مداراة النّاس صدقة .
سازش با مردم ، صدقه است .
نهج — صفحة 588
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٥٨٨