استعمله على قضاء حوائج النّاس .
خداوند دو صفت را دوست دارد و دو صفت را دشمن . دو صفتى كه دوست دارد ، بخشش است و گذشت و دو صفتى كه دشمن دارد ، بداخلاقى است و بخل . و همين كه خدا براى بندهاى نيكى بخواهد ، او را براى رفع نيازهاى مردم به كار مىگيرد .
230 . لو كان سوء الخلق رجلا يمشي في النّاس لكان رجل سوء و أنّ اللّه تعالى لم يخلقني فحّاشا .
اگر بداخلاقى ، مردى بود كه در ميان مردم راه مىرفت ، مرد بدى بود و خدا مرا ناسزاگو نيافريد .
231 . ما من ذنب الّا و له عند اللّه توبة الّا سوء الخلق فانّه لا يتوب من ذنب الّا رجع الى ما هو شرّ منه .
هر گناهى نزد خداوند توبهاى دارد ، مگر بداخلاقى ، كه بداخلاق از گناهى باز نمىگردد ، مگر آن كه به بدتر از آن رو مىكند .
ادب : الأدب
232 . ما استذلّ اللّه عبد الّا حطّ عنه العلم و الأدب .
خدا هيچ بندهاى را به ذلت نيانداخت ، مگر آن كه علم و ادب از او فرو ريخت .
233 . ما نحل والد ولده أفضل من أدب حسن .
هيچ پدرى ثروتى بهتر از ادب نيك ، به فرزند خود نداده است .