ز
زائر : الزّائر
1898 . اذا جاءكم الزّائر فأكرموه .
اگر كسى به ديدن شما آمد ، او را گرامى داريد .
1899 . زر غبّا تزدد حبّا .
به زيارت ديگران كمتر برو تا محبوبتر باشى .
1900 . زار رجل أخاله في قرية فأوصد اللّه له ملكا على مدرجته فقال : أين تريد ؟ قال : أخا لي في هذه القرية : فقال : هل له عليك من نعمة تربّها ؟ قال : لا الّا أنى أحبّه في اللّه . قال : فانّي رسول اللّه اليك انّ اللّه أحبّك كما أحببته .
مردى براى ملاقات برادر دينى خود ، به روستايى رفت . خداوند فرشتهاى را بر سر راه او گماشت و به او گفت : به كجا مىروى ؟ مرد پاسخ داد : برادرى در اين روستا دارم . گفت : آيا او نعمتى نزد تو دارد كه مىخواهى بر آن بيفزايى ؟ مرد گفت : نه ، او را براى خدا دوست دارم . گفت : من فرستادهء خداوند به سوى تو هستم . همانگونه كه تو او را دوست دارى ، خداوند هم تو را دوست دارد .
1901 . زروا القبور فانّها تذكّر كم الآخرة .