هنگامى كه خدا مىخواهد بندهاى را از پا در آورد ، راههاى چاره را بر او مىبندد .
1374 . اذا أراد اللّه قبض عبد بأرض جعل له فيها حاجة .
هنگامى كه خدا بخواهد بندهاى را در سرزمينى بميراند ، براى او در آن جا حاجتى به وجود مىآورد .
1375 . اذا اردت ان يحبّك اللّه فأبغض الدّنيا و اذا اردت ان يحبّك النّاس فما كان عندك من فضولها فانبذه اليهم .
اگر مىخواهى خداوند تو را دوست داشته باشد ، دنيا را دشمن بدار و اگر مىخواهى مردم تو را دوست داشته باشد ، از زوايد دنيا هر چه دارى ، به آنان بده .
1376 . سئلت جبريل : هل ترى ربّك ؟ قال : انّ بيني و بينه سبعين حجابا من نور لو رأيت أدناها لاحترقت .
از جبريل پرسيدم : آيا پروردگارت را مىبينى ؟ گفت : ميان من و او هفتاد پرده از نور است كه اگر به نزديكترين آنها بنگرم ، خواهم سوخت .
1377 . شرّ النّاس من اتّهم اللّه في قضائه .
بدترين مردم كسى است كه خداوند را در قضايش متهم سازد .
1378 . شرّ النّاس الّذي يسأل باللّه ثمّ لا يعطي .
بدترين مردم كسى است كه به نام خداوند از او بخواهند و ندهد .
1379 . صدق اللّه فصدّقه .
نهج — صفحة 283
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٢٨٣