739 . اغني النّاس من لم يكن للحرص اسيرا .
بىنيازترين مردم كسى است كه در بند حرص نباشد .
740 . شرف المؤمن قيامه باللّيل و عزّه استغناؤه عن النّاس .
شرف مؤمن ، شب زندهدارى او است و عزت وى بىنيازى از مردم .
741 . من أحبّ أن يكون أغنى النّاس فليكن بما فى يد اللّه أوثق منه بما في يده .
كسى كه دوست دارد بىنيازترين مردم باشد ، اعتمادش به آنچه نزد خداوند است ، از آنچه در دست خود دارد ، بيشتر باشد .
742 . ليس الغنى عن كثرة العرض و لكنّ الغنى غنى النّفس .
بىنيازى به فراوانى مال نيست ، بلكه به بىنيازى درون است .
743 . صلّ صلاة مودّع كأنّك تراه فان كنت لا تراه فانّه يراك ، وايأس ممّا في أيدي النّاس تعش غنيّا و ايّاك و ما يعتذر منه .
نماز را به گونهاى با ترس به جا آور كه گويى خدا را مىبينى ؛ پس اگر تو او را نمىبينى ، او تو را مىبيند و از آن چه در دست مردم است ، نااميد باش تا بىنياز زندگى كنى و از آن چه برايش بايد عذر خواست ، بر حذر باش .
نهج — صفحة 153
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٥٣