690 . انّ في الجنّة مأة درجة لو أنّ العالمين اجتمعوا في احداهن لوسعتهم .
در بهشت صد درجه هست كه اگر جهانيان جمع شوند ، در يكى از آنها جا مىگيرند .
691 . بين العبد و الجنّة سبع عقاب أهونها الموت و أصعبها الوقوف بين يدي اللّه تعالى اذا تعلّق المظلومون بالظّالمين .
ميان بنده و بهشت ، هفت عقبه هست كه آسانترين آنها مرگ است و سختترين آنها ايستادن در پيشگاه خداوند است ، هنگامى كه ستمكشان دامن ستمگران را مىگيرند .
692 . ألجنّة أقرب الى أحدكم من شراك نعله و النّار مثل ذلك .
بهشت به هر يك از شما از بند كفشش نزديكتر است و جهنم نيز همينگونه است .
693 . ألجنّة بناؤها لبنة من ذهب و ملاطها المسك الأذفر و حصباؤها اللّؤلؤ و الياقوت و تربتها الزّعفران من يدخلها ينعم لا يبأس و يخلد لا يموت لا تبلى ثيابهم و لا يفنى شبابهم .
ساختمان بهشت ، خشتى از نقره و خشتى از طلا است و ملاط آن ، اذفر [ پر بو ، يعنى ( داراى بوى خوش شديد ) است و سنگريزهء آن ، لؤلؤ و ياقوت است و خاك آن ، زعفران است و هر كس وارد آن شود ، همواره در نعمت است و از بدبختى به دور و جاودان است و نمىميرد ، لباسشان كهنه نمىشود و جوانىشان به پايان نمىرسد .
694 . الجنّة لكلّ تائب و الرّحمة لكلّ واقف .
نهج — صفحة 144
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٤٤