پادشاهى منوچهر
منوچهر يك هفته در مرگ نيايش به سوك نشست . روز هشتم كلاه كيانى بر سر نهاد . پهلوانان بر او آفرين خواندند . و گفتند :
ترا باد جاويد تخت روان * همان تاج و هم فرّهء موبدان
دل ما يكايك به فرمان تست * همان جان ما زير پيمان تست
آن گاه سام جهان پهلوان بر پاى خاست و گفت :
از اين پس همه نوبت ماست رزم * ترا جاى تخت است و شادى و بزم
به دنيا آمدن زال
اما روزگارِ بازيگر ، سام پهلوان را داستانى شگفت پيش آورد .
سام در سيستان نگارين همسرى داشت خورشيد روى كه گونههايش چون گلبرگ شاداب و پر طراوت بود و موهايش مانند مشك ، سياه و خوش بوى . او را فرزندى در شكم بود . چون وقت زادنش رسيد چند روز درد و آزار كشيد . چون طفل به دنيا آمد رويى تابنده و همانند بهشت
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٥٧