نيكخواهان بند و و گستهم آن دو را از زندان رها كردند .
لشكريان كه از بيداد هرمزد و كارهاى ناپسندش دل آزرده بودند به رهنمونى گستهم لب به نفرين شاه گشودند . ديرى نپاييد از بسيارى خشم به ايوان شاهنشهى تاختند تاج از سر هرمزد برداشتند وى را از تخت به زير افگندند گنجش را به تاراج بردند ، و دو چشمش را كور كردند .
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى) — Page 614
Contributors: حكيم أبو القاسم الفردوسي
P.614