شهريار ، كسى روزگار را بىتو مبيناد . اينك كه مرا مهتر كردى ، من همچون كهترى در پيش تو باشم . سرانجامت نيك باد و مبادا كه بىنام تو باشيم .
كه گيتى نماند همى بر كسى * چو ماند به تن رنج يابد بسى
چنين است گيهان ناپايدار * درو تخم بد تا توانى مكار
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 380
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٣٨٠