الايمان باللَّه ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : صلة الرحم ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر ، فقال الرجل : فأيّ الأعمال أبغض إلى اللَّه ؟ قال : الشرك باللَّه ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : قطيعة الرحم ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : ترك الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر « 1 » .
يعنى : اى رسول خداى خبر ده مرا كه چه امر بهترين امور دين است ؟ آن حضرت فرمود كه : ايمان به خداى تعالى ، گفت : بعد از آن كدام امر ؟ فرمود : صلهء رحم ، گفت : ديگر چه امر ؟ گفت : امر به معروف و نهى از منكر ، ديگر آن شخص گفت كه : اى رسول خداى كدام يك از اعمال دشمنتر است نزد خداى تعالى ؟
آن حضرت فرمود : كه شرك به خدا ، گفت : ديگر چه امر ؟ فرمود : كه قطيعهء رحم ، گفت : ديگر چه امر ؟ گفت : ترك امر به معروف و نهى از منكر .
و صلهء رحم را نسبت به پدران و مادران هر چند بالا روند و فرزندان هر چند پايين آيند به شرط آن كه محتاج باشند واجب دانستهاند ، و نسبت به ساير اقارب مستحبّ ، و بر وارث سنّت مؤكّد است با قدرت و احتياج از طرفين ، و به نحوى كه جرّ عايده و نفع به خويشان صله است دفع ضرر نيز به دستور صله است .
و بنا بر اين كه اين حكم عام است ، و استثنائى واقع نشده ، معلوم مىشود كه آن سرور دين متوجّه ذرّيه و اقارب جود خواهد بود ، و جرّ نفع و دفع ضرر از ايشان مىفرمايند .
ومؤيّد توجّه ايشان است نسبت به اقارب حديثى كه قبل از اين مسطور شد با ترجمه كه « لا يحلّ لأحد أن يجمع بين اثنتين من ولد فاطمة عليها السلام ، إنّ ذلك يبلغها فيشقّ عليها » تا آخر « 2 » .
هامش
( 1 ) فروع كافى 5 : 58 ح 9 .
( 2 ) تهذيب شيخ طوسى 7 : 463 ، علل الشرائع شيخ صدوق ص 590 ح 38 .