پرش به محتوای اصلی

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحه 110

پدیدآورندگان:

ص۱۱۰
هر چند دال يعنى دليل وعدهء خير پيش آرد در عقب به جهت نون و يا جز خامى به آخر ندارد . عربية :
جفّ الشريف بشفّ نحو ظاهره * لكن في قلبه ريا من النعم وجه الوضيع وضيء واو وجه به * لكن قصارى نداه الضيع بالندم
نكتة : خسيس اگر سى شمار از دل خود بر گيرد همان خس باشد ، و نفيس را كه سناى سايهء سين سرّى آفتاب وار در اصل است ، اگر وجاهتش نفى شود و در انقلاب نامش بر گردد هنوز سى فن او را بجاى ماند . عربية :
لو كان محتشم بالأصل مفتقراً * ندعوه في الانعام محتش انعام وذووا الخطارة إذا ما وجّهوا خطأً * للرثّ في أصلهم يدعى بإكرام
نكتة : رذل را چون رأى وجاهتش نماند ، ذلّى كه در بنياد دارد ظاهر شود ، نسيب را چون نون از انحناء قامت دولت واقع شود سيب و كرم اصلى جلوه كند . قطعة :
چو مايه نماند فرو مايه را * فرو ماند از محنت روزگار ورا زدست دوران در آيد زپاى * نجيبى به زودى شود رستگار
نكتة : دندانهء سين سيادت كليدى است كه از فتوحات اهل بيت ياسين و على بابها يادت آورد و سر و پاى در نقابت دو وصله‌اى است كه از شعار نقا و طهارت بتّ يعنى طيلسان ستر و عصمت آل عبا نقابت گشايد . نظم :
سين سادات هست در تمثال * شرفى بر سرادقات كمال در دل زندهء حسينى سين * مىدهد عرض عزّت ياسين
نكتة : سين صدر سيد متعبّد آفتابى است كه بر بالاى دست هم گنان مكان دارد ، و شرفهء شين شريف عفيف سرنشينى است كه در سايهء او ريف ، يعنى