و آنچه نقل كرديم از چند نسخه است ، كه يكى از آنها به خطّ صاحب كرامات شمس الدين محمّد بن على جباعى جدّ شيخ بهائى است ، و او از خطّ شمس الفقهاء شهيد اوّل نقل كرده ، و علّامهء مجلسى در جلد اجازات بحار « 1 » كه تمام اين كتاب را نقل فرموده ، به همين نحو ذكر نموده ، و نيز تلميذ اجل او مولانا حاجى محمّد اردبيلى در كتاب جامع الروات « 2 » حال سيد مذكور را از اين كتاب به همين قسم نقل كرده .
و غرض از اين شواهد آنكه نسخهاى كه در نزد شيخ حرّ عليه الرحمه بوده ، دو نفر از سلسلهء اجداد او افتاده بود ، و ايشان به همين نحو در امل الآمل « 3 » نقل نمودند ، و اشتباه آن بر ناظرين پوشيده نيست ، چه نشود در عصر شيخ طوسى كسى به چهار واسطه به حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام برسد ، و به حمد اللّه نسخهء منتجب شايع و كثير الوجود است ، هركه خواهد مراجعه كند براى او ميسّر است .
و مؤيّد اين مطلب و شاهد بر اصل دعواى صحّت نسب سلسلهء جليلهء رضويه مبرقعيه ، آنكه شيخ منتجب الدين مذكور اربعينى تأليف فرموده ، و در آخر آن سيزده حكايت نقل كرده ، و علماء خصوص علّامهء مجلسى آن اخبار و حكايات را در مؤلّفات خود نقل كردهاند . حكايت چهارم چنين است :
الحكاية الرابعة : أخبرنا أبو علي بينمان « 4 » بن جندب « 5 » بن الحسن بن أبي عدي البيع ، حدّثنا الشيخ المفيد أبو محمّد عبد الرحمن بن أحمد بن الحسين الحافظ ، حدّثنا
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 105 : 244 .
( 2 ) جامع الروات 1 : 540 .
( 3 ) امل الآمل 2 : 168 .
( 4 ) در اربعين : تيمان ، و در پاورقى از بعض نسخ : سمان .
( 5 ) در اربعين : حيدر .