متضمّن غرض ، پس چگونه صدق مدّعى بلا بينه و لا قراين قطعيه متصوّر مىشود ؟
امّا صورت ثانيه : كه دعواى مع ظنّ صدقه و عدم اتّهامه ، ايضا به آن در اداء حقوق برائت يقينى به مؤدّى و معطى حاصل نمىشود ، پس اين صورت هم ضعيف است .
امّا در صورت ثالثه : كه مع الدعوى بيّنهء عادله ، و شهادت مستفيضه از اهل خبرهء عصرى و بلدى و غير اينها كه مىباشد ، البتّه در اينصورت دعوا و برائت مؤدّى و معطى بالجمله به غير ضمانت حاصل مىشود ، لهذا اين قول مختار جمهور محقّقين ماضين و معاصرين و عمل بر همين مىباشد .
و ما در اينجا مختصرى از اقوال آنها نقل مىكنيم :
در فتاوى مولانا مجلسى است : كه سيد آنكس است كه انتساب پدرى او تا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و حضرت امير عليه السّلام بلا معارضه و لا منافات برسد .
مولانا محقّق محمّد حسين اردكانى در سؤال « 1 » جواب تحرير فرمودند : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، در ثيوت سيادت به شهادت عدلين و استفاضه اشكالى نيست ، و در باب اكتفاء به دعواى سيادت در جواز اعطاى خمس بريء الذمّه از
هامش
( 1 ) سؤال : در شهرى قبيلهاى از قبائل سادات از مدّت دو سه صد سال مشتهر و معروف با شك در سيادت شده باشند ، و مأخذ شك ايشان معلوم نباشد ، به غير از آنكه اجداد ايشان مدّعى سيادت بودند بدون بيّنه و شهود ، و همواره نسلا بعد نسل آنها را مشكوك السياده و مجهول الحال نسب مىگويند ، آيا الآن به ادّعاى احدى از ايشان سيادتشان كه عبارت از انتساب إلى الهاشم بالأب باشد ثابت شده رفع شك از ايشان مىشود يا نه ؟
و ديگر خمس و نذر مختصّهء سادات به ايشان مىتوان داد يا نه ؟ و نيز بيان فرمائيد كه سيادت به چه نوع ثابت مىشود در شرع ، آيا مطلق مظنّه كفايت مىكند يا حصول مظنّهء متآخم به استفاضه ؟