احياء و اموات ايشان داشته استغفار براى آنها بنمائيم ، تكليف ما همين است .
جواب ثانى : اگر جرح و تعديل به شخصى عارض شود اهل درايه و روايه و اصول در تقديم كدام يك دو قول دارند ، و نزد محقّقين ايشان تقديم تعديل است ؛ زيرا كه اصل برائت ، پس تعديل ثابت است ، و اگر در آخر جرح توبه طارى و لاحق شده و لو ظنّا او احتمالا ، باز هم برائت او ثابت مىشود ، هرچند روايت توبه من باب الآحاد و ظنّى باشد ، امّا در امامزادهها و در قبول آن اشكال نمىباشد ، چه مؤيّدات ديگر بر عاقبت بالخير بودن آنها واردند .
تنبيه : مؤيّد اين باب توقيع مبارك حضرت حجّة اللّه القائم ، در آخر در باب عفو جعفر مىباشد : چون « أمّا مثل عمّي جعفر كمثل إخوان يوسف » « 1 » يعنى : مماثلهء عمّم جعفر چون برادران يوسف مىباشد ، كه اوّل ايذاء او و خطايا كردند ، و لكن در آخر يعقوب و يوسف براى آنها استغفار كرده معفو شدند ، پس جعفر مدّة العمر عاصى بوده ، لكن در آخر او نادم ، و حضرت قائم عليه السّلام عفو و استغفار برايش فرموده باشد .
بلى فسق جعفر متواتر ، امّا عفو او در آخر من باب الآحاد مظنونى باشد ، و به قيام اين امر ظنّى عفو و برء جعفر ثابت مىباشد .
جواب ثالث : آنكه تسميت و شهرت جعفر به كذّاب ، اگرچه به تكذيب او به امام بوده باشد ، پس وقتى كه خود امام حجّة اللّه القائم عليه السّلام توبهء او را قبول و عفو حقوق خود نموده ، پس در آخر به سبب توبه و عفو اسم كذّابى او به توّاب مبدلّ گرديده اشكال ندارد .
جواب رابع : در تسميهء قرآن ناطق به جعفر صادق عليه السّلام سبب همين نمىباشد
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 50 : 227 ح 1 .