تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
وى گفته است : « ما قرأت على الشّافعي حرفا الَّا و احمد حاضر و ما ذهبت إلى الشّافعي ( ره ) مجلسا الَّا وجدت احمد فيه » و ابو على حسن بن محمّد بن صباح زعفرانى « 1 » كه دروازهء زعفرانى بغداد بوى منسوب است و هم مسجد شافعى ( ابو اسحاق در زمان خود در اين مسجد تدريس مىكرده ) زعفرانى به سال دويست و شصت ( 260 ) در گذشته است . و ابو ثور ابراهيم بن خالد بن ابو يمان كلبى كه خود او چنين گفته است : « من از اصحاب محمّد بن حسن شيبانى بودم تا اين كه شافعى ببغداد آمد من به قصد استهزاء به مجلس او رفتم و مسألهء « دور » ( مراد خانه هاى مكه است كه در آن دوره موضوع بحث فقهى مىبوده ) را از وى پرسيدم مرا پاسخ نداد و گفت : به هنگام نماز دستهاى خود را چگونه بلند مىدارى ؟ گفتم : چنين . گفت : خطا است . دوباره گفتم : چنين . باز گفت : خطا كردى . پرسيدم پس چگونه بايد بلند كنم ؟ گفت : سفيان از زهرى از سالم از پدرش مرا حديث كرد كه گفت : پيغمبر ( ص ) دستهاى
هامش
« 1 » ابن اثير پس از ضبط كلمه گفته است : اين نسبت گاهى بديهى است نزديك بغداد به نام زعفرانيه و گاهى به مناسبت بيع زعفران است و گاهى به مدهبى از نوع اول است نسبت ابو على حسن بن محمد بن صباح زعفرانى كه يكى از ائمهء مسلمين و از اعيان اصحاب شافعى است و از ابن عيينه روايت مىكند و ابو داود سيستانى و ترمذى ، و جز اين دو ، از وى روايت مىكنند و او به سال دويست و چهل و نه ( 249 ) در ماه ربيع الاخر در گذشته است » تاريخى كه ابن اثير بر وفات زعفرانى ضبط كرده با آن چه ابو اسحاق و هم ابن نديم و غير اين دو ، گفته‌اند اختلاف فاحش دارد . ابن نديم در ترجمهء زعفرانى پس از اين كه گفته است : « كتاب مبسوط شافعى را زعفرانى به همان ترتيب كه ربيع از شافعى روايت كرده با اختلافى اندك از شافعى روايت كرده و ليكن مردم بروايت او ميلى نشان نداده و بر آن عمل نمىكنند و فقيهان بروايت ربيع عمل مىكنند و چون كتب زعفرانى كم و مندرس و متروك شده حاجتى به نام بردن از آنها نيست » گفته است زعفرانى به سال دويست و شصت ( 260 ) وفات يافته است .