تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
و سكون ياء ضبط و نسبت او را تا عدنان ياد و آن چه را ابو اسحاق و ابن نديم آورده‌اند ايراد كرده است . اين مضمون را بنقل از كتاب « الجليس و الانيس » معافى بن زكريا كه او از عبد الرحمن بن معزّ حديث كرده آورده است : « مردى نزد ابو حنيفه آمده و گفته است : من دوشينه نبيذ آشاميده‌ام و نمىدانم زن خود را طلاق گفته‌ام يا نه اكنون چه بايدم كرد ؟ ابو حنيفه پاسخ داده است : زن ، زن تست مگر اين كه يقين بدانى كه او را طلاق داده‌اى . « آن مرد به نزد سفيان ثورى رفته و بوى گفته است : يا ابا عبد الله شب گذشته من نبيذ آشاميده‌ام و نمىدانم زن خويش را طلاق داده‌ام يا نه تكليف چيست ؟ سفيان گفته است : برو رجوع كن پس اگر طلاق داده باشى رجوع كرده‌اى و اگر طلاق نداده باشى رجوع بوى زيانى به تو نخواهد داشت . « پس آن مرد به نزد شريك بن عبد الله رفته و همان سؤال را با وى مطرح كرده عبد الله گفته است : برو زن را طلاق بده و پس از آن بوى رجوع كن . « در آخر به نزد زفر رفته و گفته است : يا ابا هذيل من ديشب نبيذ آشاميده‌ام و نمىدانم در آن حال زن خود را طلاق گفته‌ام يا نه . زفر پرسيده است : آيا از ديگرى هم اين مسأله را پرسيده‌اى ؟ گفته است : از ابو حنيفه پرسيده‌ام و او گفت : تا يقين نكنى كه زنت را طلاق داده‌اى زن ، زن تو است . زفر گفت : صواب است و درست . آيا جز از ابو حنيفه از ديگرى نيز سؤال كرده‌اى ؟ پاسخ داد : آرى از سفيان ثورى . پرسيد : او چه پاسخ داد ؟ گفت : دستور داد رجوع كنم تا اگر طلاق داده باشم رجوع محقق شود و گر نه كارى بىضرر خواهد بود . زفر گفت : چه سخنى خوب و پاسخى به جا داده است . باز پرسيد : آيا از ديگرى هم جز اين دو پرسيده گفت : آرى از شريك بن عبد الله . پرسيد او چه گفت ؟ پاسخ داد : شريك گفت : برو زن را طلاق بده و آنگاه بوى رجوع كن . زفر بر اين پاسخ خنديد و گفت : ترا مثلى بياورم : مردى در راهى مىگذشته و آبى از ناودان ، يا محلى ديگر ، به جامهء او اصابت كرده پس ابو حنيفه بوى گفته است : جامه ات پاك و نمازت صحيح است تا يقين به چگونگى