تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
بر آن وارد سازد جائز است و ابو حنيفه مىگويد : استثناء بايد به سوگند متّصل باشد و گر نه جائز نيست . ابو حنيفه گفت : يا امير المؤمنين ربيع را گمان چنان است كه ترا بر گردن سپاهيانت بيعتى نيست چه ايشان سوگند ياد مىكنند و چون به خانهء خود باز مىگردند استثناء بر آن وارد مىآورند پس سوگندهاى آنان باطل مىگردد . منصور خنديد و ربيع را گفت : متعرّض ابو حنيفه مشو . چون ابو حنيفه بيرون شد ربيع ، وى را گفت : مىخواستى خون مرا بريزى ؟ گفت : نه ، تو ريختن خون مرا آهنگ كرده بودى ليكن من هم تو و هم خودم را نجات دادم » در زير عنوان يازدهم راجع به « ايمان » و « ارجاء » و « خلق قرآن » و « جهمى بودن ابو حنيفه » سخنانى زياد از اين قبيل آورده : « مردى در مسجد الحرام از ابو حنيفه پرسيده است كه اگر بگويد شهادت مىدهم كه كعبه حق است ليكن نمىدانم كعبه همين خانهء مكه است يا جايى ديگر ؟ ابو حنيفه پاسخ داده است كه « مؤمن حقّا » و از اين قبيل كه از ابو يوسف پرسيده شده است « أكان ابو حنيفة مرجئا ؟ » جواب داده است « نعم » باز سؤال شده « أكان جهميّا » در جواب باز هم گفته است « نعم » پس ابو يوسف را پرسيده‌اند « فاين أنت منه ؟ » در پاسخ گفته است : « انّما كان ابو حنيفة مدرّسا فما كان من قوله حسنا قبلناه و ما كان قبيحا تركناه عليه » خطيب گفته است : ما را در اين شكى نيست كه ابو حنيفه در « وعيد » با معتزله مخالف است چه ابو حنيفه « مرجى » است و هم در خلق افعال با ايشان مخالف است چه او اثبات « قدر » مىكند . و باز اين مضمون را گفته است : « و امّا قول بخلق قرآن ، گفته شده است كه ابو حنيفه را اين مذهب نبوده ليكن مشهور اينست كه او اين را مىگفته و توبه داده شده است . . ابو يوسف گفته است
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 708 | محمود الشهابي الخراساني