تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
چه مىگويى ؟ آنگاه به يارانش گفته است : اگر حديثى را روايت كند دروغ مىگويد و اگر به نظر و رأى خود پاسخى دهد خطا مىكند . قتاده گفته است : راستى چنين مسأله‌اى واقع شده ؟ ابو حنيفه گفته است : نه . قتاده گفت : پس چرا چيزى را كه وقوع نيافته از من مىپرسى ؟ ابو حنيفه پاسخ داد : ما پيش از اين كه بلاء در رسد خود را براى آن آماده مىسازيم تا هنگامى كه پيش آيد دخول در آن و خروج از آن را بدانيم . قتاده گفت : سوگند به خدا من در بارهء حلال و حرام چيزى به شما نخواهم گفت مرا از تفسير بپرسيد » باز ابو حنيفه به پا خاست و آيه‌اى را پرسيد و اشكالى كرد و قتاده پاسخ نتوانست و سوگند ياد كرد كه از تفسير هم به آنان حديث نگويد و گفت : مرا از مسائل مختلف فيه ميان علما بپرسيد اين بار هم ابو حنيفه به پا خاست و پرسيد : آيا تو مؤمن هستى ؟ پاسخ داد : آرى . در اين باره هم ابو حنيفه بر قتاده اشكالى كرد كه او پاسخ نتوانست پس به حال خشم برخاست به خانه رفت و سوگند ياد كرد كه هيچ ايشان را حديثى نگويد « 1 » . ابو يوسف ، شاگرد ابو حنيفه مريض شده ابو حنيفه به هنگام عيادت ابو يوسف ، كه بيمارى او زياد سخت بوده ، استرجاع كرده و اين جمله را گفته است : آرزو داشتم كه بعد از من تو براى مسلمين بمانى و اگر تو بميرى علمى زياد با تو خواهد مرد چون ابو يوسف بهبودى يافته اين گفتهء ابو حنيفه را بوى باز گفته‌اند . او مقام خود را بالا دانسته و مردم هم بوى توجّه پيدا كرده پس خود مجلس فقهى تشكيل داده و به تدريس نشسته و به درس ابو حنيفه نرفته ابو حنيفه سبب غيبت او را از شاگردان پرسيده گفته‌اند : او خود مجلس درسى فقهى دارد و به تدريس نشسته . ابو حنيفه مردى را كه شايسته مىدانسته گفته است : به مجلس يعقوب ، ابو يوسف ، برو
هامش
« 1 » اين قضيه در كتاب « الغدير » ( جزء 16 صفحه 188 ) بنقل از صفحه 156 كتاب « الانتقاء » تأليف ابو عمرو صاحب « الاستيعاب » بروايت از موسى بن هارون حمال نيز با اندك اختلافى ، در برخى از كلمات ، هم آورده شده است .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 704 | محمود الشهابي الخراساني