تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
و بعد از اين كسانند : ابو عمرو ، عثمان بن سليمان تيمى از اهل كوفه ، كه به بصره منتقل گشته و به سال يك صد و چهل و سه ( 143 ) در گذشته و از حسن آموخته و فرا گرفته بعد از وى سواد بن عبد الله قاضى است . بعد از اينان است عبد الله بن حسن بن حسين عنبرى متوفّى به سال يك صد و شصت و هشت ( 168 ) و از وى به بعد است ابو سعيد عبد الرحمن ، مهدى بن حسان عنبرى كه به سال يك صد و نود و هشت ( 198 ) وفات يافته است . ابو اسحاق پس از اين قسمتها تحت عنوان « ذكر فقهاء بغداد » چند تن از ايشان را ( احمد بن محمّد بن حنبل امام و پيشواى مذهب حنبلى متوفّى به سال دويست و چهل و يك ( 241 ) و ابو ثور ابراهيم بن خالد بن ابو يمان كلبى بغدادى متوفّى به سال ( 246 ) و ابو عبد الله قاسم بن سلام بغدادى متوفى به سال دويست و بيست و چهار ( 224 ) در مكه و ابو سليمان داود بن على بن خلف اصفهانى متوفى به سال دويست و نود ( 290 ) پيشواى مذهب ظاهرى ( داودى ) و ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى متوفى به سال سيصد و ده ( 310 ) صاحب تاريخ و تفسير و مصنّفات بسيار ديگر كه مذهبى خاصّ در فقه داشته و امام مذهب بوده و قاضى ابو الفرج معافى بن زكرياى نهروانى معروف به « ابن طواز » مذهب وى را پيروى مىكرده ) ياد كرده است كه چون بحسب طبقه بندى « ادوار فقه » كه در اين اوراق منظور است برخى از آنان در محلَّى ديگر ياد خواهند شد در اين موضع از گفتگو در پيرامن ايشان خوددارى مىشود . ابو اسحاق پس از عنوان « ذكر فقهاء بغداد » و بر شمردن گروهى از ايشان ، تحت عنوان « ذكر فقهاء خراسان » اين چند كس را بعنوان فقيه خراسان نام برده : عطاء بن ابو مسلم خراسانى و ابو القاسم ضحّاك بن مزاحم هلالى بلخى و ابو يعقوب اسحاق بن محمد حنظلى مروزى معروف به « ابن راهويه » و ابو عبد الرحمن عبد الله بن مبارك مروزى « 1 » و در بارهء برخى از اينان بذكر نام اكتفا كرده و برخى ديگر را به اختصار
هامش
« 1 » ابو اسحاق ، بعد از اين كه عبد اللَّه مبارك را به اين عبارت « ابو عبد الرحمن عبد اللَّه بن مبارك مروزى رضى اللَّه تعالى عنه » عنوان كرده اين مضمون را نوشته است : « مولى بنى حنظله ، به سال يك صد و بيست و هشت ( 128 ) متولد گشته و در سال يك صد و هشتاد و اندى ( ؟ 18 ) در « هيت » وفات يافته است . ابن مبارك از سفيان و مالك ، فقه آموخته و مردى زاهد و فقيه بوده و چون سفيان مرگ او را شنيده گفته است : خدايش بيامرزاد كه مردى فقيه ، عالم ، عابد و زاهد بود . ديگرى در بارهء ابن مبارك گفته است : پيشوايان چهارند : سفيان ثورى و مالك و حماد بن زيد و عبد اللَّه بن مبارك » . ابن اثير در « اللباب » ذيل لغت « حنظلى » پس از ضبط آن اين مضمون را گفته است « اين نسبت به « حنظله » است كه بطنى است از غطفان و از ايشانست عبد اللَّه بن مبارك حنظلى مولى ايشان ، مروزى ، امام مشهور كه از اسماعيل بن ابى خالد و حميد طويل و سفيان ثورى ، و غير اينان ، روايت كرده و مردم از وى روايت مىكنند » صاحب « قاموس الرجال » احتمال داده كه دو كس بعنوان عبد اللَّه مبارك بوده‌اند و عصر آن دو ، متقارب بوده است . در اين اوراق چون از اين پيش ، تحت عنوان « شاگردان اوزاعى » راجع به عبد اللَّه مبارك بحث شده و به گمان قوى كسى را كه ابو اسحاق در اين موضع نام برده همان است كه در آنجا آورده شده . تكرار آن ترجمه در اين موضع بىمورد است .