Skip to main content

ادوار فقه ( فارسي ) — Page 600

Contributors:

P.600
شريك استيذان كرده كه بر يحيى بن خالد بر مكى در آيد مردى از اولاد زبير بن عوّام نزد يحيى نشسته بوده است مرد زبيرى از يحيى اذن خواسته كه چون شريك درآيد با او سخن گويد يحيى بوى گفته است ترا توان اين كار نيست او اصرار ورزيده يحيى او را به خود واگذاشته و اذن داده است پس شريك در آمده و چون نشسته است زبيرى بوى گفته : يا ابا عبد الله مردم چنين پندارند كه تو ابو بكر و عمر را دشنام مىدهى و ناسزا مىگويى . شريك سر را اندكى پايين افكنده و آنگاه سر برداشته و گفته : من نسبت به پدر تو كه نخستين پيمان شكن است در اسلام ، اين كار را روا نمىدارم تا چه رسد نسبت به ابو بكر و عمر ! . خطيب هم وفات شريك را در سال يك صد و هفتاد و هفت ( 177 ) گفته و قولى به هفتاد و هشت ( 78 ) نيز نقل كرده است .