تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
و تو دستور يك مشك مىدهى ! ! پاسخ داده : او به اندازهء خود خواسته و ما به اندازه‌اى كه خدا بر ما سعه داده به او بخشيديم . « كان اللَّيث له كلّ يوم اربعة مجالس يجلس فيها : امّا أوّلها فيجلس لنائبة السّلطان فى نوائبه و حوائجه . و كان اللَّيث يغشاه السّلطان . فإذا انكر من القاضي امرا او من السّلطان كتب إلى امير المؤمنين فيأتيه العزل » . « و يجلس لأصحاب الحديث و كان يقول : انجحوا اصحاب الحوانيت فإنّ قلوبهم معلَّقة بأسواقهم . « و يجلس للمسائل يغشاه النّاس فيسألونه . « و يجلس لحوائج النّاس ، لا يسأله احد من النّاس فيردّه ، كبرت حاجته او صغرت » خطيب در بارهء كثرت ثروت ليث و زيادت بخشش و كثرت علم وى و تاريخ ولادت و وفاتش به تفصيل سخن رانده و قضايائى آورده است . دو قضيّه از آنها كه تا حدّى به فقه ارتباط دارد در اينجا نقل مىگردد . 1 - به اسناد از ابو الحسن خادم آورده كه گفته است : « من غلام زبيده ، زن هارون بودم روزى ليث را به فرمان هارون براى استفتاء مسأله‌اى حاضر كردند . زبيده در پشت پرده بود و من بالاى سر او ايستاده بودم . « هارون به ليث گفت : من سوگند ياد كرده‌ام كه مرا دو بهشت است . ليث او را سه بار سوگند داد كه آيا از خدا مىترسد ؟ هارون بر آن سوگند ياد كرد . پس ليث اين آيه را خواند : * ( « وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ » ) * هارون قطيعه هاى بسيار از مصر به او اقطاع كرد . 2 - به اسناد از ابو رجاء ، قتيبه ، آورده كه اين مضمون را گفته است : « با ليث از اسكندريه بر مىگشتيم با وى سه كشتى حركت مىكرد : يكى مطبخ