آن را به امانت خدا به تو تسليم مىكنم بدين شرط كه تا من سخن نگويم شما چيزى نگوييد و از حديث غير من بر حديث من وارد نسازيد .
« پس از آن رو به احمد كرد و گفت : تو امين دين هستى بر خود و بر ايشان .
پس ايشان يك سال نزد عبد الرزاق اقامت كردند » باز ياقوت بنقل از مخلَّد شعيرى آورده كه گفته است : ما نزد عبد الرزاق بوديم مردى از ميان ما معاويه را ياد كرد پس وى چنين گفت : « لا تقذّروا مجلسنا بذكر ولد ابى سفيان » ياقوت تولَّد او را به سال ( 126 ) گفته ليكن وفاتش را به سال دويست و يازده ( 211 ) .
ممقانى بنقل از تقريب ابن حجر اين عبارت را در بارهء عبد الرزاق آورده است ابو بكر الصّنعانى الحافظ ، مصنّف شهير ، عمى فى آخر عمره » و از ذهبى اين عبارت را « الحافظ ابو بكر الصّنعانى احد الأعلام صنّف التصانيف مات عن خمس و ثمانين 85 سنة فى احد عشر و مائتين » زيد بن مبارك كه ملازمت عبد الرزّاق را در استفادهء فقه و حديث از وى مىداشته و او را واگذاشته چون سبب اين ترك و واگذارى را از او پرسيدهاند چنين پاسخ داده است ( بنقل ياقوت ) :
« نزد عبد الرزّاق بوديم كه حديث كرد از معمر از زهرى از مالك بن اوس بن حدثان طويل پس چون گفتهء عمر را خطاب به على و عباس به اين عبارت « فجئت أنت تطلب ميراثك من ابن اخيك و يطلب هذا ميراث امرأته من ابيها » قرائت كرد گفت : « الَّا يقول الأنوك : رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم . . » صاحب قاموس الرجال ( ذيل ترجمهء عبد الرزاق ) از كتاب نجاشى آورده كه احمد بن مابنداذ اين مضمون را گفته است :
« نخستين كسى كه از خاندان ما به اسلام در آمده و دين مجوس را رها ساخته پدرم بوده و او برادر خود را بمذهب خويش مىخوانده و برادر اختلاف مسلمين را
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص٤٦٠