تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
« على به من گفت : « چه خواهى كرد هنگامى كه ترا به لعن من امر كنند ؟ « من گفتم : آيا چنين كارى پيش خواهد آمد ؟ گفت : آرى . « پس گفتم : در آن هنگام چه بايدم كرد ؟ « گفت : از من تبرّى و بيزارى مجوى . « چون زمان امارت محمّد بن يوسف ، برادر حجّاج ، شد جمعه روزى ، حجر را كنار منبر واداشت و دستور داد كه على را لعن گويد : « حجر پهلوى منبر ايستاده و چنين گفته است : « انّ الأمير ، محمد بن يوسف أمرني ان العن عليّا فالعنوه ، لعنه الله » مردم اين سخن را شنيدند و جز يك تن بر منظور حجر واقف نشده و مقصود او را ندانست » و از جمله فقيهانى كه از طبقهء دوم از فقيهان تابعى يمن نام برده معمر بن راشد است و حكم بن ابان و عبد الرّزاق بن همّام . و از جمله فقيهانى كه در طبقه سيم از تابعان يمن و از مشهوران ايشان به فقه و حديث ياد كرده ابو قرّه موسى بن طارق است « 1 »
هامش
« 1 » ابن اثير در « اللباب » ذيل كلمهء « الزبيدى » چنين آورده است : « بفتح الزاي و كسر الباء الموحدة و سكون الياء المثناة من تحتها و فى آخرها دال مهمله هذه النسبة إلى زبيد و هى مدينة باليمن ينسب إليها جماعة من العلماء كثيرون ، منهم ابو قره موسى بن طارق الزبيدي ، قاضيها ، روى عنه احمد بن حنبل و اسحاق بن راهويه و اثنى عليه احمد خيرا . روى موسى ، عن ابن جريج و الثورى و ربيعه و غيرهم » . در معجم البلدان ياقوت حموى ، در ذيل لغت زبيد ( بر وزن شهيد ) ، مدينهء مشهور در يمن چنين آمده است : « ينسب إليها جمع كثير من العلماء منهم ابو قبرة ، موسى بن طارق الزبيدي قاضيها ، يروى عن الثورى »