تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
« كسى كه به حكم و قضاء پيغمبر ( ص ) و جانشينان او از من عالمتر باشد باقى نمانده است » سعيد داماد ابو هريره بوده و بقول منقول از زهرى گر چه از زيد بن ثابت ، علم خود را گرفته و با ابن عمر و ابن عباس و سعد بن ابى وقّاص مجالست كرده و به حضور امّ سلمه و عائشه مىرسيده و از على ( ع ) و عثمان و صهيب حديث شنيده ليكن بيشتر روايات او از پدر زنش ، ابو هريره ، بوده است . از قتاده اين مضمون نقل گرديده است : « علم حسن را با علم هيچ عالمى جمع و مقايسه نكردم مگر اين كه آن را برتر ديدم با همهء اين حال هر گاه حسن را مطلبى مشكل مىافتاد به سعيد بن مسيّب مراجعه و از او سؤال و رفع اشكال مىكرد » . بروايت ابو اسحاق ، على بن حسين ، زين العابدين ( ع ) در بارهء سعيد چنين گفته است : « سعيد بن المسيّب اعلم النّاس بما تقدّمه من الآثار ، و افضلهم فى رأيه » . همين روايت را كشّى نيز نقل كرده جز اين كه به جاى جملهء اخير چنين آورده « و افقههم ، يا أفقههم ، فى زمانه » . عبد الرحمن بن زيد بن اسلم ، بنقل ابو اسحاق ، اين مضمون را گفته است : « چون عبادله ( عبد الله عباس و عبد الله عمر و عبد الله زبير و عبد الله بن عمرو عاص ) در گذشتند فقه در همهء بلاد به موالى انتقال يافت . پس فقيه مكه ، عطاء بود و فقيه يمن ، طاوس و فقيه يمامه يحيى بن كثير و فقيه بصره ، حسن ، و فقيه كوفه ، ابراهيم نخعى ، و فقيه شام ، مكحول ، و فقيه خراسان ، عطاء خراسانى ، كه اينان همه از « موالى » ( غير عرب - ايرانى - ) و فقيهان اين بلاد بودند . از همهء بلاد خدا تنها بر مردم مدينه منّت نهاد و سعيد بن مسيب را كه قرشى و در فقاهت مورد قبول عموم و مسلَّم نزد همه بود به اهل مدينه ارزانى فرمود »