تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
در روز جنگ « احد » گفته بود :
( ليت اشياخى ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل )
تمثّل جست . « آنگاه به مردم مكَّه بنويس كه ايشان را بخشيده‌اى و از گناهان و كارهاشان در گذشته‌اى ، چه ايشان بستگان خدا و همسايگان او و ساكنان حرم و جايگاه امن هستند و همه خويش و تبار و بزرگان خانه‌اند كه ستم در آنجا روا نبود ، آنجا است كه خدا پيمبر خود محمد را از آنجا برانگيخته و پدران و نياكان ما را از آن رو كه به بزرگداشت خانهء او پرداخته‌اند بزرگ داشته است . « اينست دستور و سفارش من به تو ، نه چنان كه عبد الملك به حجّاج دستور داده و سفارش كرده است كه منجنيقها بسوى كعبه بر افرازد و در حرم خدا به ستم و جور برخيزد و او چنين كرد و چون عبد الملك از كردهء او آگاه شد ببيت عمرو بن كلثوم تمثّل جست و گفت :
الَّا لا يجهلن احد علينا فنجهل فوق جهل الجاهلينا لنا الدّنيا و من اضحى عليها و نبطش ، حين نبطش قادرينا
ابن خلَّكان در طىّ ترجمهء فقيه شافعى معروف به « كياهراسى » « 1 » اين مضمون را آورده است : « از كياهراسى پرسيدند كه يزيد بن معاويه چه گونه كسى بوده است ؟ او چنين پاسخ داده است : « احمد حنبل را در بارهء يزيد دو قول است : تلويح و تصريح .
هامش
« 1 » ابو الحسن على بن محمد طبرى ملقب به عماد الدين متوفى به سال پانصد و چهار ( 504 ) هجرى قمرى .