فاضل چنين گفته است « و اما تقييده بالطري ليس مخصصا له بالتحليل ، للإجماع على اباحة غيره » 4 - آيهء 30 ، از سورهء انبياء * ( وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ) * .
فاضل اين مضمون را گفته است « اين آيه و امثال آن از آياتى كه بر امتنان .
بخلق آب و فرستادن آن از آسمان دلالت مىكند همهء آنها دليل است بر مباح بودن و حلال بودن آب زيرا امتنان به چيزى كه انتفاع آن در شرع ممنوع باشد بى معنى و بىمورد است » .
5 - آيات 68 و 69 ، از سورهء نحل * ( وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ، ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه فِيه شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ، ) * .
محقق اردبيلى چنين افاده كرده است « آيه بر حلال بودن عسل و اخذ زنبور در موردى كه مانعى شرعى منع نكند و هم بر استشفاء به ادويه بويژه عسل و بر اين كه ، گر چه خدا قادر است كه بى دواء شفاء دهد ليكن ، به وسيلهء دواء شفاء مىدهد و هم بر طلب علم طب بلكه علم كلام نيز دلالت دارد . . » از جمله سه امر و سه فائده كه فاضل در اينجا آورده مباح بودن عسل و شافى بودن آنست از مرض و جواز معالجه است از امراض .
6 - آيهء 94 از سورهء مائده * ( لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَالله يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) *
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص٢١١