هيچچيز نمىماند كه علم ملائكه به او احاطه كند مگر آنكه مىگويند ، باز چون حقتعالى سؤال مىنمايد ايشان مىگويند : پروردگارا علم ما به زياده از اين احاطه نكرده است ، پس حقتعالى فرمايد كه : من شكر او مىكنم چنانچه او شكر من كرد ، و روى فضل و احسان خود را به سوى او مىدارم ، و او را در مراتب معرفت خود كامل مىگردانم « 1 » .
و به سندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام و امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حق سبحانه و تعالى به حضرت موسى عليه السّلام خطاب فرمود : اى موسى مىدانى چرا تو را از ميان بندگان خود برگزيدم و كليم خود گردانيدم ؟ گفت :
نه اى پروردگار من ، خطاب رسيد : من چون نظر كردم نفس تو را نزد بندگى خود از همه كس ذليلتر يافتم ، هرگاه از نماز فارغ مىشوى دو طرف روى را نزد من بر خاك مىگذارى ، پس حضرت موسى به سجده درآمد ، و پهلوهاى روى خود را از روى تذلّل بر خاك ماليد نزد پروردگار خود ، حقتعالى به او وحى نمود : سر بردار اى موسى و دست خود را بر موضع سجود بمال و بر رو و بر بدن خود بمال كه باعث ايمنى تو مىگردد از هر بلائى و دردى و آفتى « 2 » .
و بدان كه اقلّ سجدهء شكر اين است كه سر به سجده گذارد ، و سه مرتبه بگويد شكرا للّه ، چنانچه از حضرت رضا عليه السّلام منقول است « 3 » .
و ايضا از آن حضرت منقول است كه : صد مرتبه ( عفوا ) بگويد : يا صد مرتبه ( شكرا ) « 4 » .
هامش
( 1 ) تهذيب شيخ طوسى 2 / 110 ح 184 .
( 2 ) بحار الانوار 86 / 199 ح 7 .
( 3 ) بحار الانوار 86 / 198 ح 5 .
( 4 ) بحار الانوار 86 / 197 ح 4 .