طمع از غير او نمىكند ، اين است معنى توكّل « 1 » .
و از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمودند از معنى توكّل ، فرمود : آن است كه چون دانستى خدا با تو است از غير او نترسى « 2 » .
و معنى رضا به قضا آن است كه بعد از آنكه توكّل بر خدا كرده باشد ، و در هر بابى به آنچه موافق فرمودهء خداست عمل كرده باشد ، ديگر آنچه واقع شود از عافيت و بلا و شدّت و رخا بداند كه البتّه خير او در آن چيزى است كه واقع شد ؛ زيرا كه اين امر به تقدير الهى واقع شده ، و حقتعالى قادر بر دفع اين امر بوده ، و حقتعالى ظالم نيست كه خواهد بر او ظلم كند ، و بخيل نيست كه نخواهد خير به او برسد ، و نادان نيست كه مصلحت او را نداند تا بنده كارى را به ياد خدا دهد ، و عاجز نيست كه آنچه خير است به او نتواند رسانيد ، پس كمال ايمان به اين صفات كماليّهء الهى مقتضى آن است كه به هرچه از جانب خدا به او رسد از صميم قلب راضى باشد ، و جزع و شكايت نكند و بداند كه عين خير و صلاح اوست .
چنانچه به سند معتبر منقول است كه : از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام سؤال نمودند از تفسير
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
حضرت فرمود : توكّل بر خدا چندين درجه دارد ، و از جملهء درجههاى توكّل آن است كه در جميع امور خود بر خدا توكّل نمائى ، پس آنچه بكند از او راضى باشى ، و بدانى كه او در خير تو تقصير نمىكند ، و فضل خود را از تو دريغ نمىدارد ، و بدانى كه اين امر به حكم و فرمان او واقع شده است ، پس توكّل بر خدا كن ، و تفويض امر خود به او كن ، و در جميع امور بر او اعتماد داشته باش .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 71 / 138 ح 23 .
( 2 ) بحار الانوار 71 / 134 ح 11 .