گردد ، البتّه متوجّه آن عمل نخواهد شد ، و همچنين در فعل طاعات .
و آنچه از حيا مذموم است آن است كه امر حقّى را به عقل ناقص خود قبيح شمارد و ترك آن كند ، و اين از جهل ناشى مىشود ، مثل آنكه مسألهاى بر او مشكل شده است نمىپرسد و حيا مىكند و در جهالت مىماند ، يا عبادتى را ترك مىكند براى اينكه در نظر جمعى از اشقيا بدنماست ، و اين حيا موجب محرومى از سعادات است ، و حقتعالى مىفرمايد :
وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ
« 1 » به درستى كه حقتعالى حيا نمىكند از بيان حق .
و به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله منقول است كه : حيا دو حياست : حياى عقل ، و حياى حماقت ، حياى عقل از علم ناشى مىشود ، و باعث علم مىشود ، و حياى حماقت از جهل ناشى مىشود و باعث جهالت مىگردد « 2 » .
و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : حيا از ايمان است ، و ايمان موجب دخول بهشت است « 3 » .
و فرمود : حيا و ايمان هر دو به يك ريسمان بستهاند ، هريك كه از آدمى جدا شود ديگرى با او مىرود « 4 » .
و در حديث ديگر فرمود : ايمان ندارد كسى كه حيا ندارد « 5 » .
و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : چهار خصلت است در هركه باشد آنها اگر از سر تا پا گناه باشد خدا گناهان او را به حسنه بدل مىكند : راستگوئى ، و حيا ، و حسن
هامش
( 1 ) سورهء احزاب : 53 .
( 2 ) اصول كافى 2 / 106 ح 6 .
( 3 ) اصول كافى 2 / 106 ح 1 .
( 4 ) اصول كافى 2 / 106 ح 4 .
( 5 ) اصول كافى 2 / 106 ح 5 .