داشت ، و عطاها بخشيد ، اما اى دختر عمل بكن و مغرور مشو « 1 » .
اكثر ارباب تواريخ به جاى دختر ابو ذر زن او را نقل كردهاند « 2 » .
احمد بن اعثم كوفى نقل كرده است كه : جمعى كه در تجهيز ابو ذر حاضر بودند :
احنف بن قيس تميمى ، و صعصعة بن صوحان العبدى ، و خارجة بن الصلت التميمى ، و هلال بن مالك المزنى ، و جرير بن عبد اللّه البجلى ، و اسود بن يزيد النخعى ، و علقمة بن قيس النخعى ، و مالك اشتر بودند .
چون از نماز ابو ذر فارغ شدند ، مالك اشتر بر سر قبر او بر پاى خاست ، و بعد از حمد و ثناى بارىتعالى گفت : بار خدايا ابو ذر غفارى از صحابهء رسول تو بود ، و به كتابها و رسولان تو ايمان آورده بود ، و در راه دين جهاد كرده بود ، و بر جادّهء اسلام ثابت قدم بوده ، و تبديل و تغيير به شعائر دين راه نداده ، چيزى چند ديده بود نه به طريق سنّت و جماعت بر آنها انكار كرده بود به زبان و دل ، و بدان سبب او را حقير شمردند ، و محروم گردانيدند ، و از شهر بيرون كردند ، و ضايع گذاشتند تا در غربت او را وفات رسيد ، بار خدايا آنچه از بهشت مؤمنان را وعده كردهاى حظّ او را از آن موفور گردان ، و جزاى آنكس كه او را از مدينه كه حرم رسول توست بيرون كرد و ضايع گذاشت چنانچه مستوجب آن است برسان ، مالك اين دعا را گفت ، و حاضران آمين گفتند .
ابن عبد البر در كتاب استيعاب ذكر كرده است كه وفات ابو ذر در سال سى و يكم يا سى و دوّم هجرت بود « 3 » . و قول اوّل اصح است .
بدان كه تذكر احوال دوستان خدا ، و ياد مصائب و محنتهاى ايشان ، متضمّن
هامش
( 1 ) بحار الانوار 22 / 430 - 431 .
( 2 ) بحار الانوار 22 / 419 .
( 3 ) استيعاب ابن عبد البر 1 / 214 .