بيرون نيامد « 1 » .
و ابن بابويه عليه الرحمه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه :
روزى ابو ذر رحمه اللّه بر حضرت رسالت پناه گذشت ، و جبرئيل به صورت دحيهء كلبى در خدمت آن حضرت به خلوت نشسته بود ، و سخن در ميان داشت ، ابو ذر گمان كرد كه دحيهء كلبى است ، و با حضرت حرف نهانى دارد و بگذشت ، جبرئيل گفت : يا محمّد اينك ابو ذر بر ما گذشت و سلام نكرد ، اگر سلام مىكرد ما او را جواب سلام مىگفتيم ، به درستى كه او را دعائى هست كه در ميان اهل آسمانها معروف است ، چون من عروج نمايم از وى سؤال كن .
چون جبرئيل برفت ابو ذر بيامد ، حضرت فرمود كه : اى ابو ذر چرا بر ما سلام نكردى ابو ذر گفت : چنين يافتم كه دحيهء كلبى نزد توست ، و براى امرى او را به خلوت طلبيدهاى ، نخواستم كلام شما را قطع نمايم ، حضرت فرمود كه : جبرئيل بود و چنين گفت ، ابو ذر بسيار نادم شد ، حضرت فرمود : چه دعاست كه خدا را به آن مىخوانى كه جبرئيل خبر داد كه در آسمانها معروف است ؟ گفت : اين دعا را مىخوانم : اللهمّ انّي اسئلك الايمان بك ، و التّصديق بنبيّك ، و العافية من جميع البلاء ، و الشّكر على العافية ، و الغنى عن شرار النّاس « 2 » .
و روايت كرده از حضرت امام رضا عليه السّلام از حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : بهشت مشتاق است به سوى تو يا على ، و به سوى عمّار و سلمان و ابو ذر و مقداد « 3 » .
و به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه :
هامش
( 1 ) بحار الانوار 22 / 420 از استيعاب .
( 2 ) بحار الانوار 22 / 400 - 401 ح 9 .
( 3 ) بحار الانوار 22 / 324 - 325 ح 22 .