بر طرف مىشود ، و مرادات مرا مرادات خود اختيار مىكند .
و بعضى گفتهاند كه : مراد اين است كه چون اعضا و جوارح آدمى نزد اين كس عزيز و گرامى مىباشد ، در مرتبهء محبّت به مرتبهاى مىرسد كه مرا بر اينها ترجيح مىدهد ، و قواى اينها را در راه رضاى من فانى مىسازد و باك ندارد . و يك معنى ديگر از اين دقيقتر هست كه ذكر مىكنم ، و از خدا مىطلبم كه در نظر باطلبينان و احوال بصيرتان به معنى باطل مشتبه نشود ، و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العليّ العظيم .
اى عزيز بدان كه حق سبحانه و تعالى در خلقت انسانى قوا و شهوات بسيار مقرّر ساخته ، چنانچه سابقا مذكور شد ، و امر فرموده كه اينها را در رضاى او صرف نمايد ، و وعده فرموده به مقتضاى
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ
« 1 » كه آنچه را در راه او صرف نمايد عوضى كرامت فرمايد ، كه مشابهتى به آن اوّل نداشته باشد ، چنانچه خداوند عالميان مالى به تو كرامت فرموده كه فانى است ، و در معرض زوال است ، و ممكن است كه شب به آتشى بسوزد ، يا دزدى از دست تو بيرون ببرد ، و فرموده است كه : اين را در راه من انفاق كن كه در عوض مالى به تو دهم در بهشت ، كه آن را زوال نباشد ، و اضعاف مضاعف آن چيزى باشد كه دادهاى ، و به مردن و آفتابهاى ديگر از تو جدا نشود ، و يك قدر عزّتى به تو داده به عاريت به مقتضاى
لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
« 2 » از تو خواسته كه در راه او صرف نمائى .
و چون كارهاى حق منافى طريقه و ذوق اهل باطل است ، و طبع اكثر اهل عالم به باطل مايل است ، پس كسى كه مردانه از اين اعتبار باطل بگذرد ، و حق را موافق
هامش
( 1 ) سورهء سبأ : 39 .
( 2 ) سورهء مائده : 54 .