و آن كه او است مالك آنچه تمليك ايشان كرده ، و قادر بر آنچه ايشان را بر آن قادر گردانيده ، اشاره است به نفى قول اهل تفويض ، كه ايشان بنده را مستقل مىدانند ، يعنى :
قدرتى كه به ايشان بخشيده هر وقت كه خواهد از ايشان صرف مىتواند كرد ، و حايل ميان ايشان و اعمال و ارادات ايشان مىتواند شد .
و در فقرات آخر حديث توضيح أمر بين أمرين ، به نحوى كه مذكور شد فرموده است :
كه هرگز ايشان را از طاعت مانع نمىگردد ، و گاه حايل مىشود ميان ايشان و معصيت ، اگر مستحق اين لطف باشند ، و اگر مستحق نباشند و نكند ، ايشان به اختيار خود معصيت را مىكنند ، [ و ] نمىتوان گفت كه چون خدا لطف نكرده و مانع ايشان نشده او ايشان را در معصيت افكنده .
و از اين كلمات شريفه بعد از تأمّل ، جواب اكثر شبهات هر دو طرف ظاهر مىشود ، مثل آن كه جبريه مىگويند كه اگر ايشان در عمل مستقل باشند شريك خدا خواهند بود در ملك او .
جواب آن است كه ما ايشان را مستقل نمىدانيم ، بلكه خدا را قادر مىدانيم كه ايشان را صرف نمايد از أعمال ايشان ، و هرگاه خدا ايشان را مالك گردانيده باشد و قدرت داده باشد شريك او نخواهند بود .
و تفويضيّه مىگويند كه اگر ايشان مستقل نباشند عقاب ايشان قبيح خواهد بود .
جواب آن است كه هدايت و خذلان منافات با اختيار ايشان ندارد ، چنانچه در مثال مذكور معلوم شد . و بايد كه اكثر ناس در فهم اين مسألهء غامضه به همين اكتفا نمايند ، و تفكّر بسيار در شبهات اين مسأله ننمايند كه موجب لغزش قدمها است ، و عقول عليله را در سلوك اين سبيل خطرها است ، و أئمهء اطهار - صلوات الله عليهم - از تفكّر در آن نهى بسيار فرموده اند .
چنانچه خاصه و عامّه از حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - روايت كردهاند كه مردى از آن حضرت سؤال كرد از قدر ، فرمود : درياى عميقى است در آن فرو مرو ، باز پرسيد ، حضرت فرمود : خانهء تاريكى است داخل مشو ، باز پرسيد ، حضرت
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١