نمى گذاريم تا نصرانى نشويد و به دين ما در نياييد ، ايشان به دين نصارى در آيند و چليپاها به گردن اندازند و داخل شهر فرنگ شوند ، چون لشكر قائم آل محمد - عليه السلام - وارد فرنگ شود ، نصارى طلب امان و صلح كنند و اصحاب قائم آل محمد - عليه السلام - فرمايند كه شما را امان ندهيم تا گريختههاى ما را ندهيد ، پس بنى اميه را بگيرند و همه را گردن بزنند .
و چنانچه حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - بعد از نبوّت آنچه مردم در جاهليت كرده بودند عفو فرمود و كسى را بر امور گذشته عقاب ننمود و احكام تازه بر ايشان جارى ساخت ، حضرت صاحب الامر - عليه السلام نيز چنين خواهد كرد و آنچه پيش از ظهور آن حضرت واقع شده است متعرّض نخواهد شد .
اين مختصرى بود از احوال خير مآل آن معدن رفعت و جلال ، و هر كه بسط اين كلام را در اين باب خواهد رجوع نمايد به كتاب بحار الانوار « 51 » .
حديث دوازدهم [ رجعت پيغمبر اكرم و أئمهء معصومين - عليهم السلام - ]
شيخ قطب الدين راوندى و غير او از حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - روايت كردهاند كه حضرت امام حسين - عليه السلام - پيش از شهادت ، اصحاب خود را خطبه فرمودند كه جدّم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - روزى به من گفت كه اى فرزند زود باشد كه تو را ببرند بسوى عراق به زمينى كه پيغمبران و اوصياى ايشان در آن جا ملاقات كردهاند و آن را عمورا مىنامند ، و تو در آن زمين شهيد شوى ، و جماعتى از اصحاب تو ، با تو شهيد شوند كه درد آهن به ايشان نرسد ، پس حضرت اين آيه را خواندند كه «
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
» « 52 » و فرمودند كه : چنان كه آتش به امر الهى بر ابراهيم سرد شد آتش جنگ بر تو و اصحاب تو سرد شود .
پس حضرت امام حسين - عليه السلام - فرمود كه بشارت باد شما را ، و الله كه
هامش
( 51 ) . تمام فقرات أحاديث اين باب مراجعه شود به بحار الانوار 52 / 309 - 391 .
( 52 ) . سورهء انبياء : 69 .