و گفته : * ( لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّه وَرَسُولِه ) * « 1 » » بلكه ايشان را به نيكوترين نام ياد كرده و گفته است : * ( ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ ) * « 2 » تو اكفار نموده و ايشان را كافر خواندى . پس از آن كشتن كودكان را مباح ساختى در صورتى كه پيغمبر ( ص ) از كشتن ايشان نهى كرده و خدا گفته است : * ( وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ) * « 3 » .
« و در بارهء كسانى كه از جهاد ، قاعد گشته در اين آيه * ( وَفَضَّلَ الله الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ) * « 4 » اجرا و خير قائل شده چه تفضيل مجاهدان بر قاعدان موجب اين نيست كه قاعدان را هيچ منزلتى نباشد مگر اين آيه را * ( لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ ) * « 5 » نمىبينى و نمىشنوى كه خدا چگونه ايشان را از مؤمنان خوانده است ؟ ! .
« پس از خدا بترس و از روزى كه پدر از فرزند و فرزند از پدر پاداش نمىيابد حذر كن همانا خدا در كمين و حاضر و ناظر مىباشد و حكمش عدل و قولش فصل است . و السّلام » .
نافع بوى چنين پاسخ داده است : « امّا بعد ، نامهء تو كه مرا در آن پند و اندرز داده و به نصيحتم پرداخته و گذشته امرا كه بر حقّ بوده و بر راه صواب مىرفتهام فرا ياد آوردهاى به من رسيد از خدا مىخواهم كه مرا از آن اشخاص قرار دهد كه گفته ها را مىشنوند و آن چه را بهتر است پيروى مىكنند و به كار مىبندند « 6 » .
هامش
« 1 » آيهء 92 از سورهء التوبه ( سورهء نهم ) .
« 2 » - آخر آيهء 92 از سورهء التوبه ( سورهء نهم ) .
« 3 » - آيهء 164 از سورهء الانعام ( سورهء ششم ) و آيهء 16 از سورهء بنى اسرائيل ( سورهء 17 ) .
« 4 » - آخر آيهء 97 از سورهء النساء ( سورهء 4 ) .
« 5 » - اول همان آيهء 97
« 6 » - آيهء شريفه * ( الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه