روزهء ماه رمضان
چنان كه ازين پيش گفته شد در سال اول از هجرت ، به طورى كه نقل كردهاند ، پيغمبر ( ص ) روز دهم ماه محرم را ( روز عاشورا ) خود روزه گرفته و دستور فرموده است كه اهل اسلام هم آن روز را روزه بدارند . چون ماه شعبان از سال دوم هجرت در آمده بنقل يعقوبى ، كه از اين پيش گذشت ، در ماه شعبان سال دوم حكم تحويل قبله صدور يافته و سيزده روز پس از آن ، حكم وجوب روزهء ماه رمضان تشريع و ابلاغ شده است .
بنقل مجلسى ، از ابو سعيد خدرى روايت شده كه گفته است : « انزل فرض شهر رمضان بعد ما صرفت القبلة إلى الكعبة به شهر فى شعبان على رأس ثمانية عشر شهرا من مهاجر رسول الله . . » .
بهر حال اصل روزه ، كه بمعنى مطلق امساك « 1 » مىباشد ، از امورى است كه سنخ آن در اديان سالفه ، بلكه ، چنان كه نقل شده و از اين پيش دانسته شد ، حتى در جاهليت نيز وجود داشته است . در اسلام نسبت به احياى اصل روزه و هم نسبت ببيان كيفيت و تعيين حدود و قيود و خصوصيات و شرائط و موانع آن احكامى صدور يافته و در عين حال در خود قرآن مجيد به اين كه در اديان سابقه اصلى ثابت مىداشته تصريح شده است .
هامش
« 1 » - ابو الفتوح - بعد از اين كه گفته است و « معنى او در لغت امساك بود » چنين آورده است : « ابن دريد گفت : هر چه متحرك باشد ساكن شود او را گويند « صام » يقال : صامت الشمس اذا قامت فى وسط السماء قبل زوالها . قال الراجز :حتّى إذا صام النّهار و اعتدل
و سال للشّمس لعاب فنزلو « صام الفرس » آن باشد كه اسب ايستاده بود و علف نخورد . قال النابغة :خيل صيام و خيل غير صائمة
تحت العجاج و اخرى تعلك اللجما .