تصّلّى على محمد و آل محمد ، و أن تجعل لى الخيرة فى هذه السّبحة ، و أن ترينى ما هو الاصلح لى فى الدين و الدّنيا . اللّهمّ ان كان الاصلح فى دينى و دنياى و عاجل أمرى و آجله فعل ما أنا عازم عليه فأمرنى و الّا فانهنى ، فانّك على كلّ شىء قدير پس قبضه از تسبيح مىگيرى و مىشمارى و مىگويئى سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لا إله الّا اللَّه تا آن قبضه تمام شود ، اگر آخرش سبحان اللَّه باشد مخيرى ميان كردن و نكردن ، و اگر الحمدللَّه باشد امر است ، و اگر لا إله الّا اللَّه باشد نهى است « 105 » .
مفتاح ششم استخاره به رقاع است
و سيد بن طاووس و اكثر متأخرين علما ( رحمةاللَّه عليهم ) اين نوع را بهترين استخارات مىدانند .
و در كتاب احتجاج منقول است كه حميرى عريضه نوشت به خدمت حضرت صاحب ( عليه السلام ) و پرسيد كه اگر كسى در امرى متردد شود ميان كردن و نكردن و دو انگشتر بگيرد و بر يكى بنويسد بكن و بر ديگرى مكن ، پس هر دو را پنهان كند و چندين مرتبه طلب خير خود را از حق تعالى بكند ، پس يكى از آنها را بيرون آورد و به آن عمل كند آيا حكم استخاره دارد ؟ حضرت در جواب نوشتند : كه آنچه عالم اهل بيت ( عليهم السلام ) در باب استخاره مقرر فرموده نماز كردن و رقعهها نوشتن است ، يعنى : چنان بايد كرد « 106 » .
مؤلف گويد : كه اين نوع از استخاره به چند طريق وارد شده :
اول : آن است كه كلينى و شيخ طوسى و سيد و ديگران ( رضوان اللَّه عليهم ) به
هامش
( 105 ) - بحار الانوار ، 91 / 250 .
( 106 ) - احتجاج طبرسى ، 2 / 314 .