و به سند صحيح ديگر از حضرت امام زين العابدين ( عليه السلام ) روايت كرده است كه صبر كردن و از خدا راضى بودن سر طاعت و بندگى خداست ، و هر كه صبر كند در بلا و راضى باشد از خدا در هر چه براى او حكم كند و مقدر گرداند ، خواه موافق خواهش او باشد و خواه نباشد ، پس خدا مقدر نمىگرداند براى او مگر آنچه خير او در آن است ، خواه دوست دارد و خواه مكروه او باشد « 13 » .
و بدان كه استخاره چند نوع است :
اول : آن كه در هر امرى كه اراده نمايد به جناب مقدس الهى متوسل شود ، و خير خودرا در آن امر از حق تعالى طلب نمايد ، و بعد از آن ، آنچه روى دهد به آن راضى باشد ، از ميسر شدن آن امر يا ميسر نشدن ، و از مصالح و مفاسدى كه بر شدن يا نشدن آن مترتب شود ، زيرا كه چون امر خود را به عالم الخفيّات تفويض كرده است ، بايد كه راضى باشد بهرچه واقع مىشود ، و بداند كه حق تعالى خير او را بهتر از او مىداند .
دوم : آن كه بعد از آن طلب خير از خدا بكند در دل خود نظر كند ، و آنچه به خاطر او مىافتد به آن عمل كند .
سوم : آن كه بعد از طلب خير ، مشورت كند با مؤمنى ، و به آنچه آن مؤمن مىگويد عمل كند .
چهارم : آن كه استخاره به قرآن مجيد ، يا به تسبيح ، يا به بنادق ، يا به رقاع بكند ، به تفصيلى كه مذكور خواهد انشاء اللَّه . و اكثر احاديث استخاره دلالت بر قسم اول مىكند .
و بعضى از علماى ما مانند شيخ مفيد و ابن ادريس و محقق ( رضوان اللَّه عليهم ) در جواز استخاره به غير سه قسم اول ، تردد و تأمل كردهاند ، بلكه ابن ادريس ، ترجيح عدم جواز داده . اما اكثر اعاظم تجويز كردهاند و مستحسن دانستهاند ، و در كتب فقه و دعا كيفيت انواع استخارات را ذكر كردهاند ، و شيخ شهيد و سيد بن طاووس ( عليهما الرحمة ) طعن بسيار بر انكار ابن ادريس ( رحمه اللَّه ) نمودهاند .
هامش
( 13 ) - اصول كافى ، 2 / 60 ، ح 3 .