محمد تنها ، و اين محمد به مغرب پيش عم خود ادريس بن عبد اللّه المحض رفت و آنجا مقيم شد ، و نسل او حالا در مغربند ، و ايشان در نسب القطعاند .
و نسب القطع در اصطلاح علماى نسب يعنى از مادر دور افتادهاند ، و اگر كسى به ديشان منتسب شود نيك تحقيق او بايد كرد ، و در اثبات از آنچه وظيفهء احتياط است بجاى بايد آورد . و بعضى تصور كردهاند كه نسب القطع عبارت از آن است كه منقطع است و باطل اما نه چنان است .
و نسل ادريس بن عبد اللّه المحض بن حسن المثنى بن امام حسن عليه السّلام كه در واقعهء فخ با حسين عابد همراه بود ، چون حسين درجهء شهادت يافت ، ادريس بهگريخت و به جانب مغرب رفت و پادشاه آنجا شد ، هارون الرشيد زهر به كسى داده فرستاده تا از روى حيله به دو دادند .
و چون وفات يافت كنيزكى داشت از او آبستن بود ، پس أهل مغرب تاج بر شكم آن كنيزك نهادند ، چون چهار ماه از وفات ادريس بهگذشت پسرى آورد ، او را ادريس نام نهادند ، و غير او در اسلام كسى در شكم مادر پادشاهى نكرد .
چون در وقت گريختن ادريس راشد مولايش همراه بود ، بعضى گفتهاند :
كه ادريس بن ادريس از راشد است ، و ادريس را عقبى نيست ، و راشد اين فرزند را نسبت به ادريس داد از جهت بقاى ملك .
اما اينچنين نيست زيرا كه داود بن قاسم الجعفري كه از علماى كبار اين فن است گفته است : كه ادريس بن ادريس از كبار علماى بني حسن است ، و حضرت امام رضا عليه السّلام فرموده است : كه ادريس بن ادريس از فارسان و شجاعان أهل بيت است و در بزرگى و اجلال او سخنى نيست .
و نسل ادريس بن ادريس از هشت پسر است : قاسم ، و عيسى ، و عمر ، و داود
سراج الأنساب ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: السيد مهدي الرجائي
ص٦٠