تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
است « 1 » . مؤلف كتاب ، آن گونه كه در مقدمه به نام خود تصريح مىكند ، محمد بن أبو طالب است كه در كتاب‌هاى شرح حال ، از أو مطلبي يافت نشد ، ليكن وى هم‌عصر وشاگرد ملا حسينعلى تويسركانى ، از مدرسين وعلماى بزرگ أصفهان ودرگذشته به سال 1268 ق بوده كه در تكيهء آقا حسين خوانسارى واقع در تخت فولاد به خاك سپرده شده است « 2 » . مؤلف ، به ظنّ قوى ساكن أصفهان « 3 » واز علماى آن ديار بوده وخود شاعرى زبردست وآشنا به قواعد أدب فارسي وعربى بوده است ؛ چنانچه اشعارى قوىّ ، در متن همين اثر ، از خامهء أو به ثبت رسيده است . أستاذ بزرگوار ، حضرت آيةاللَّه روضاتى - حفظه اللَّه تعالى - در كتاب كتاب‌خانه‌هاى أصفهان « 4 » گزارشى مفصل از كتاب وبخش‌هاى آن ارائه فرموده‌اند ، ليكن متأسفانه ابتداى نسخهء ايشان افتادگى داشته ، كه حاوي مقدمهء كتاب ونام مؤلف بوده است « 5 » . علامهء طهراني نيز همين نسخه را ديده ودر الذريعة از آن ياد مىكند « 6 » . مؤلف كه معاصر با ناصر الدين شاه قاجار بوده ، از أو بسيار ياد نموده ووى را تجليل كرده است « 7 » .
هامش
( 1 ) . فهرست كتب خطى كتاب‌خانه‌هاى أصفهان ، ص 63 ، به نقل از إقبال الأعمال سيد ابن طاووس . ( 2 ) . دربارهء شرح حال تويسركانى رجوع شود به : روضات الجنات ، ص 747 چاپ أول ؛ تذكرة القبور ، ص 89 چاپ دوم ، به نقل از : كتاب‌خانه‌هاى أصفهان ، ص 63 ؛ الذريعة ، ج 9 ، ص 19 ، شمارهء 32 . ( 3 ) . به قرينهء أستاذ وى ، تويسركانى ، كه ساكن أصفهان بوده ، ونيز نسخه‌اى از كتاب كه خدمت علامهء روضاتى ساكن‌اصفهان است . ( 4 ) . فهرست كتب خطى كتاب‌خانه‌هاى أصفهان ، ص 61 - 66 . ( 5 ) . در سفر تابستان 1381 ش به أصفهان هنگام شرفيابى به محضرشان ، نسخه را جهت بررسى واستفاده مرحمت فرمودند ، كه در مواردى از آن بهره بردم . ( 6 ) . الذريعة ، ج 19 ، ص 9 ، شمارهء 32 . ( 7 ) . در فصل هفتم مىگويد :ظلّ اللَّه ناصر دين محمّدى * كو را هميشه بادا فتح وظفر قرين . .ودر فصل هفدهم مىخوانيم :الهى ! ناصر الدين شاه را پيوسته يارى كن * دل اين شاه را مايل به سوى بردبارى كن در اين سن جوانى بر گلستان وجود أو * هزاران جدول از ينبوع علم خويش جارى كن . .ودر فصل هيجدهم به طور مفصل‌تر مىگويد : . . سلاطين چندى كه أفضل وأكمل وأحسن وأجمل آنها است حسباً ونسباً وديناً ومذهباً پادشاه أعظم وشاهنشاه معظم . . . معين الإسلام والمسلمين وظهير الخواقين والسلاطين . . . السلطان بن السلطان بن السلطان والخاقان بن الخاقان بن الخاقان الغازي في سبيل اللَّه الملك الجبار السلطان ناصر الدين شاه قاجار لازالت رايات دولته مرفوعة . . .تا در جهان ز مطلق نصرت بود نشان * بادا خدا نصير وى ، وى نصير خلق . .وسپس مطالبى ديگر در مدح وى به نظم ونثر مىآورد .