توطّن در قصور جِنان وملزم حصول سعادت لقا ومنتج وصول به دولت فنا وبقاست ، أطوار بسيار ومراتب بىشمار است . امّا از روى اجمال وكلّيه ، دو مرتبه ، ايشان را دست دهد كه مضمون كلام نبوي عليه السلام « 1 » مخبر از آن وامر بدان بود :
مرتبهء أول ، اطمينان نفس است كه آن ميرانيدن اوست از أوصاف ذميمهء شيطانى وسبعي وبهيمى وزنده گردانيدن أو به اخلاق حميدهء انساني واين حال ، بدايت كمال بود ؛ چه « 2 » سَيَران در صحراى عالم روحاني وطيران در فضاى ملك معنوي ، بعد از فوز بدين رتبه ميسّر گردد واين حالت را با حالت موت از سه وجه ، مناسبت بود ؛ يكى آن كه جميع أوصاف قبيحة واهواى سيئه ومشهيات « 3 » ومرغوبات ، در اين مرتبه زايل گردد ، چنانچه به موت . دوم « 4 » آن كه چون نفس ، مطمئنه شود ، صفت ترابيّت بر أو غالب گردد وموت ، خود بر طبع خاك بود . سيوم « 5 » آن كه انسان بعد از اطمينان نفس ، به علوم « 6 » وحقايق عالم باطن متنبه شود ؛ چنانچه به موت از اسرار عالم باقي ، تنبّهى حاصل مىنمايد . واشعار بدين مقصود در كلام أنبيا وأوليا - سلام اللَّه عليهم أجمعين - بسيار است واز كمال اين مرتبه خبر داده است ؛ آن كه گفته :
نظم
خاك شو خاك تا برويد گُل * كه بجز خاك نيست مظهر كُل
مرتبهء دوم ، فناست در بحر احديّت واتصال به مبدأ حقيقي كه حضرت وحدت است ودر اين حال ، چون ادراك وشعور وتعيّنات ، جمله مرتفع واز همه مبرّا ومنزّه است ، به موت ، أشبه بود .
اما در كسب رتبهء أولى چون بنده را فىالجمله اختياري هست ، امر به تحصيل آن از تكليف مالايطاق ، خالى بود ودر ثانيه اگر چه بنده را هيچ اختياري نبود ، ليكن « 7 »
هامش
( 1 ) . ف : صلى اللَّه عليه وآله .
( 2 ) . ف : + / در .
( 3 ) . ف : مشتهيات .
( 4 ) . ف : دويم .
( 5 ) . ف : سيم .
( 6 ) . ف : معلوم ( به علوم ) .
( 7 ) . ف : وليك .