تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
اين عصر را از تدوين كتابى به سبك و شيوه و دقيقا با محتواى علمى جواهر ارتقاء بخشيد ، و نظير همين سخن را در مورد مكاسب و رسائل شيخ اعظم انصارى و ساير رجال و كتب داريم . ترسيم اين الگوها و عدم تبيين لازم در جنبه الگو بودن آنها ، سبب گرديده است كه امروز ده‌ها و بلكه صدها حاشيه خطى و چاپى بر مكاسب و ساير كتب علمى نوشته شود ، بىآن كه در بسيارى از آنها سخنى نو و درمانى تازه براى دردها و نيازهاى جامعه اسلامى باشد ! اين است كه ، صدها سال در رابطه با مباحث فقهى و اصولى كار شده ولى امروز كه نظام اسلامى مىخواهد قضاى اسلامى و اقتصاد اسلامى . . و ده‌ها مسأله ديگر را در مرحله عمل به اجرا گذارد ، با صدها سؤال بىپاسخ مواجه مىشود . و چنان كه به نظر مىآيد حوزه‌ها در تهيه و تنظيم پاسخ به اين پرسش ، راهى متقن و حساب شده را نمىپيمايد . ما در اين نوشته به عنوان گام كوتاهى در راه بازسازى نظام علمى حوزه‌ها به سه مسأله اصولى اشاره خواهيم داشت . 1 - نقد متدهاى درسى . 2 - عوامل پيشرفت و تكامل . 3 - طرح تغيير مواد و متون درسى . 1 -

نقد متدهاى درسى

در زمينهء شيوه‌هاى درسى و آموزشى حوزه‌ها ، از سوى افراد مختلف ، آراء گوناگونى ابراز شده و مىشود . برخى معتقدند كه در متون درسى موجود هيچ گونه تغيير و اصلاحى نبايد صورت گيرد . زيرا بر اين باورند كه اصولا در اين اعصار هيچ كس نمىتواند بهتر از آن متون ، متنى را تنظيم نموده يا همان متون را تنقيح و اصلاح نمايد ! اينان در حقيقت ، آن چه را كه ما در بارهء قرآن معتقديم كه * ( « قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ » ) * و اين كه : * ( « لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِه وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً » ) * ناخودآگاه در بارهء كتب قدما قائل شده‌اند ، و بىآن كه عواقب و لوازم