تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
مالكيان گفته‌اند ( بنا به نقل ابن رشد ) تنها مسح بر پشت دستان كفايت مىكند ، ولى تا آرنجها مستحب است . در قول ديگر مالكيان مسح را تا برآمدگى پشت دو دست لازم دانسته‌اند . حنبليان نيز بنا به قولى از آنان در اين مسأله پيروى نموده‌اند . حنفيان گفته‌اند مسح بر پشت دستان تا آرنج كفايت مىكند . شافعيان نيز از آن پيروى نموده‌اند و نيز ابن بابويه كه از بزرگان شيعه است اين قول را برگزيده است . زهرى و محمد بن سلمه كه از بزرگان فقهاى اهل سنت مىباشند گفته‌اند مسح بر پشت دستان است تا منكبها . اين قول را نيز ابن رشد در بداية المجتهد ( ج 1 ، ص 68 و 69 ) نقل كرده است . سبب اختلاف فتاواى فقهاى مذاهب اسلامى در اين مسأله دو چيز است : اول - اشتراك معنا در يد ( دست ) زيرا يد در كلام عرب بر معانى زير اطلاق شده است : الف - كف دست تنها . ب - كف دست و برآمدگى آن . ج - كف دست و ذراع . د - كف دست و ذراع بازو . اماميه و ظاهريان از اهل سنت معناى اول را برگزيده‌اند ، از اين رو فتوا داده‌اند بر كفايت مسح پشت دستها . مالكيان و حنابله بنا بر قولى معناى دوم را برگزيده‌اند و از اين رو فتوى داده‌اند بر وجوب مسح پشت دستها تا برآمدگى آن . حنفيان و شافعيان معناى سوم را برگزيده‌اند و لذا بر وجوب مسح از سر انگشتان تا آرنج فتوا داده‌اند . زهرى و محمد بن سلمه معناى چهارم را برگزيده‌اند و بر وجوب مسح از سر انگشتان تا منكب فتوا داده‌اند . ولى صحيحترين معنا براى يد همان معناى اول است ، زيرا از نظر استعمال از ديگر معانى ظاهرتر است . همان گونه كه علامه بزرگ ابن رشد اندلسى در اثر ارزشمندش البداية و النهاية ( ج 1 ، ص 66 ) گفته است و مىتوان سخن او را به عنوان تأييد ذكر نمود ، او در كتاب مذكور مىگويد : « زمانى كه مىگويى اين دست من است و يا اين چيز را با دست خود برمىدارم و يا اين كار را با دست خود انجام مىدهم از آن فهميده نمىشود
ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 215 | محمد ابراهيم جناتي